1 1 اسلامی
غذای رهبر اسلامی:"احنف بن قیس" نقل می کند:روزی به دربار معاویه رفتم و دیدم آنقدر طعام مختلف آوردند که نام برخی را نمی دانستم.پرسیدم این چه طعامی است؟معاویه جواب داد:مرغابی است ، که شکم آن را با مغز گوسفند آمیخته و با روغن پسته سرخ کرده و نِیشکر در آن ریخته اند.بی اختیار گریه ام گرفت.معاویه با شگفتی پرسید: علّت گریه ات چیست؟
گفتم به یاد علی ابن ابی طالب افتادم. روزی در خانه او میهمان بودم؛آنگاه سفره ای مُهر و مُوم شده آوردند.از علی پرسیدم:در این سفره چیست؟پاسخ داد نان جو.گفتم شما اهل سخاوت می باشید، پس چرا غذای خود را پنهان می کنید؟علی فرمود این کار از روی خساست نیست، بلکه می ترسم حسن و حسین ، نان ها را با روغن زیتون یا روغن حیوانی، نرم و خوش طعم کنند.گفتم: مگر این کار حرام است؟علی فرمود: نه، بلکه بر حاکم امت اسلام لازم است در طعام خوردن، مانند فقیرترین مردم باشد که فقر مردم، باعث کفر آن ها نگردد تا هر وقت فقر به آن ها فشار آورد بگویند:بر ما چه باک، سفره امیرالمؤمنین نیز مانند ماست.معاویه گفت:ای احنف! مردی را یاد کردی که فضیلت او را نمی توان انکار کرد.الفصول العلیه ، صفحه ۵۱
برای حاجتهای گوناگون به کدام معصوم(ع) متوسل شویم؟:استاد عابدینی: مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات میفرماید: هر کدام از معصومین وسیلهای هستند برای اینکه بندگان به سوی خدا در حوائجشان رجوع کنند و خصوصیت خاصی برای هرکدام است، چنانچه در دعای توسل هم به همین نکته توجه ویژه شده است که خصوصیت خاصی برای هر امام معصوم میشمارند. بعد میفرماید: برای رسول خدا و فاطمه (س) و همچنین فرزندانشان امام حسن و امام حسین (ع)، اگر کسی به دنبال طاعت الهی و رضوان خداست، به این چهار بزرگوار توسل ویژه داشته باشد.و اگر کسی در انتقام از دشمنان و کفایت از اینکه بتواند در مقابل ظالمین حفظ شود، توسل به امیرالمؤمنین (ع) مجرب است. اگر کسی بخواهد از نفس شیطان و وسوسه شیطان و جور سلاطین محفوظ باشد، به امام سجاد (ع) توسل کند. اگر کسی میخواهد در امر آخرت پیشرفتی داشته باشد، به امام باقر و امام صادق (ع) توجه ویژه داشته باشد. اگر کسی دنبال شفای از مریضی و عافیت و جلوگیری از دردها و رفع دردها باشد، به امام کاظم(ع) مراجعه کند.یعنی ظهورشان به گونهای بوده که ظهور اینها ارتباط را در این رابطهها محقق میکند. لذا ما باید از اینها استفاده کنیم و برای امام رضا (ع) در نجات از مخاف فی الاسفار، اگر کسی سفر دارد، در دریا و خشکی و در بیابان، توسل ویژه به امام رضا(ع) مجرب است. اگر کسی وسعت و استغنا در روزی و بینیازی از مردم را میخواهد، به امام جواد (ع) توسل داشته باشد.
«شهید» :در لغت به معنی(( گواه)) است و در اصطلاح به كسی گویند كه در مجرای شهادت قرار گرفته و در راه خدا كشته می شود.«شهادت» به معنی کشته شدن در راه خدا است. «شهادت» در آموزه های اسلام بعنوان یک ارزش و فضیلت رفیع و والا مطرح شده و با آموزه هایی مثل جهاد پیوند دارد. بنابر آیات قرآن، شهید زنده است و در نزد پروردگارش به او روزی داده می شود. در روایات، «شهادت» بالاترین خوبی ها معرفی شده است.هیچ کس به هیچ مرحله ای از معنویت نرسید مگر در حرمامام حسین(؏) و یا در توسل به آن حضرت .. علامه طباطبایی(ره)
علامه طباطبایی ره: به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد، اگر خدا به یاد انسان بود، از جهل رهایى مىیابد و اگر در کارى مانده است، خداوند نمىگذارد عاجز شود، و اگر در مشکل اخلاقىگیر کرد، خدایى که داراى اسماء حسنى است و متصف به صفات عالیه البته به یاد انسان خواهد بود.
یک آیه یک تدبر :حتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ تا آنجا که (برای شمارش مردگان خود،) به قبرها(ی آنان) سر زدید. (2 - تكاثر)در نهج البلاغه از حضرت علی علیه السَّلام آمده است که ایشان بعد از تلاوت این آیه فرمودند: وای که چه مقصد دوری! و زیارت کنندگان غافلی و چه افتخار کردن زشت و رسوایی!حال سؤال اینجاست که چرا قرآن مخالف تجملگرایی در ساخت قبور است؟1) قبر باید نمادی از سادگی و خاک باشد که ببیندۀ آن ببیند که انسان چیزی از این دنیا با خود زمان رفتنش نخواهد برد. 2) وقتی قبور ثروتمندان زیبا و با عزت بر آن قبۀ بلندی ساخته میشود انسانهای جاهل با دیدن آن گمان میکنند ثروتمندان بخاطر جلال ظاهری قبرشان در درون آن دارای عزت نزد خدا هستند پس دچار شبهه بین دنیا و آخرت میشوند. 3) اختلاف در قبور فقراء و ثروتمندان باعث میشود فقراء از قبور اقوام خود احساس شرم نمایند و چه بسا ممکن است برای بزرگداشت ظاهری اقوامشان متحمل هزینههای سنگین برای ساخت مقبره بر گور مردگان خود شوند.4) ساختن مقبره بر قبر بزرگان دین برای تکریم آنها و نوعی استثناء است که در مورد اصحاب کهف هم در قرآن برای بنای مسجد بر مزار مردان غار ذکر گردیده است. داستان ها و پندهای اخلاقی
لطیفه ای واقعی:حجتالاسلام انصاریان می گفت: جمعی از اهل دل رفتیم در یک کوهستان و به قدری فضا معنوی بود که تا صبح دعای جوشن و ابوحمزه می خواندیم و گریه می کردیم.راننده که فرد متوسط متمایل به سطح پایین معنوی بود ، نماز مختصری خواند ، شام خورد و خوابید. دوباره صبح نماز مختصری خواند و خوابید.یکی از همراهان گفت: آقای محترم! حیفت نمیاد در این فضای معنوی می خوابی؟ ببین آقایان چقدر گریه کردند!*راننده گفت: چشمشان کور میخواستند این همه گناه نکنند !
برچسب:
نویسنده: حدیث فرهادی