خرید بک لینک

1 بر 1 و 1 خیرخواهی

(خـیـرخـواهـی) بـا (نـصـیـحـت) هـم مـعـنـاسـت و نـصـیـحـت یـعـنـی درخـواسـت عـمـل یـا سـخـنی که مصلحتِ کننده آن کار و گوینده آن سخن را در پی داشته باشد یا دعوت به آنچه که صلاح مخاطب در آن باشد و نهی از چیزی که تباهی و فساد در پی دارد. بنابراین، ناصح و خیرخواه کسی است که به کردار و گفتار نیک راهنمایی کند.خـرد انـسـان بـا کـم تـریـن تـوجـّه درمـی یـابـد کـه انـسـان هـای عـاقـل و بـا تـجـربـه، بایستی اندیشه صائب و تجربیات اندوخته خویش را بدون کم ترین شـائبـه در اخـتـیـار هـمـنـوعـان خـود گذارند، از سوی دیگر، مخاطبان را ملزم می داند که اندیشه وتـجـربـه خـردمـنـدان را بـه کـار گـیـرنـد تـا بـه سـعـادت و خـوشـبـخـتـی نایل آیند و گرنه در دیدگاه امیرمؤمنان (ع)که فاقد (نصیحت گر) و (نصیحت پذیر) باشد، فاقد خیر و نیکی است :در مردمی که، ناصح نباشد و ناصحان را دوست نداشته باشند، خیری نیست .بـدون تـردیـد کـسـی کـه در بـرابـر خـیـرخواهی دیگران، بی تفاوتی نشان دهد یا به جای پذیرش نصیحت ناصح، در برابر او جبهه گیری کند، هرگز به موفّقیت نخواهد رسید و طعم تلخ شکست را خواهد چشید همان امام فرمود: کسی که زشتی را نیکو شمارد و سخن نصیحت گر را نپذیرد، موفّق نخواهد شد.دانشمندان و آگاهان نیز اگر از خیرخواهی امتناع ورزند و دیگران را راهنمایی نکنند، دچار لغزش شده، خیانت، پیشه کرده اند. امام باقر(ع) می فرماید:دانشمندان، اگر نصیحت را پنهان دارند، خود، خائنند.بـر ایـن اساس، هم بر آگاهان و مجرّبان، فرض است که نسبت به جامعه خیرخواهی کنند و راه را از چاه نشان دهند و هم بر نصیحت شوندگان لازم است نصیحت خیرخواهان را به گوش گیرند و به کار بندند. همان امام همام پیرامون گروه نخست فرمود:خیرخواهی مؤمن بر مؤمن، واجب است .و امام علی (ع) سلام اللّه علیه، به گروه دیگر فرمود:نصیحت را از کسی که آن را به شما هدیه می کند، بپذیرید و آن را بر خود لازم شمارید.بـا تـوجـه بـه مـطـالب یـاد شـده، خـیـرخـواهـی در فـرهـنـگ انـسان ساز اسلام از منزلتی والا برخوردار شده، در ردیف اصول اخلاق اجتماعی جای می گیرد و نصیحت گر مقامی بس رفیع می یابد. رسول گرامی اسلام (ص) فرمود:دین یعنی خیرخواهی . پرسیدند: برای چه کسی ؟ فرمود: برای خدا، پیامبرش، پیشوایان دین و انبوه مسلمانان .و در سخنی دیگر، انسان کوشا در اطاعت و نصیحت گر را در برخی مقامات، همراه خویش دانسته، می فرماید:خداوند به دوستدار خودکه خویشتن را در پیروی از پیشوایش و خیرخواهی (برای او) به زحمت افـکـنـده باشدنظر نمی کند مگر آنکه وی (در اثر نظر لطف الهی) در جایگاه برتر(بهشت) با ما خواهد بود.از این رو امیرمؤمنان (ع) می فرماید:(اصـحـابـی کـه بـیـش از دیـگـران، مـسـلمـانـان را نصیحت می کردند، نزد پیامبر(ص) جایگاه برتری داشتند.امام صادق (ع) فرمود:بر تو باد که به خاطر خدا در میان خلق او خیرخواهی کنی (یا خیرخواهِ خلق خدا باشی) که او را با کرداری بهتر از نصیحت ملاقات نخواهی کرد.آنـچـه یـاد شد، نمونه ای از ارج گذاری اسلام و پیشوایان معصوم به موضوع خیرخواهی نسبت به رهبری و آحاد جامعه اسلامی است .نـصـیـحـت وخـیـرخـواهـی بـه مـعـنای واقعی کلمه از اصول ادیان الهی به شمار می رود و همه پـیـامـبران، بدان متّصف بودند و با تمام وجود تلاش می کردند مردم را به راه خیر و صلاح، رهنمون شوند و در این راه از هیچ کوششی دریغ نداشتند.خداوند، از خیرخواهی و دلسوزی رسول اکرم (ص) چنین یاد می کند:گویا از شدّت اندوهِ اینکه آنها ایمان نمی آورند، می خواهی جانت را از دست بدهی !ایـن آیـه و آیـه شـشـم سـوره کـهـف، تـصـریـح دارنـد کـه رسول خدا(ص) جان خویش را در راه نصیحت و هدایت مردم، در طبق اخلاص نهاده بود و بدون هیچ گونه چشمداشتی، آنان را به خیر و صلاح دعوت می کرد.دیگر پیامبران الهی نیز این ویژگی را در حد اعلا دارا بودند که قرآن مجید، به عنوان نمونه، از چهار نفر آنان یاد کرده است :۱ـ حـضـرت نـوح (ع)؛ آن حـضـرت، ۹۵۰ سـال بـه تـبـلیغ آیین آسمانی خویش پرداخت و به ویژگی نصیحت گری خویش u200d اشاره کرد و فرمود:مـن پیام های پروردگارم را به شما ابلاغ می کنم و خیرخواه شما هستم و از خداوند چیزهایی می دانم که شما نمی دانید.۲ـ حـضـرت هـود(ع)؛ آن بـزرگوار نیز با تلاش و کوشش وصف ناپذیری به خیرخواهی مردم زمان خویش پرداخت و به آنان فرمود:من رسالت های پروردگارم را به شما می رسانم و من برای شما خیرخواه و امینم .۳ـ حضرت صالح (ع)؛ آن پیامبر معصوم نیز، سالیان دراز به نصیحت و خیرخواهی مردم منطقه خویش پرداخت و با آوردن ناقه به عنوان معجزه حجت را بر آنان تمام کرد، ولی نابخردان، نصیحت آن فرستاده خدا را نادیده انگاشتند و با عذاب الهی از پای درآمدند و آن حضرت، آخرین سخن خود را در حالیکه از آنان روی برتافته بود، این گونه به گوش u200d آنان رساند:ای قوم من ! همانا من، رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و برایتان خیرخواهی نمودم، ولی شما خیرخواهان را دوست ندارید!۴ـ حـضـرت شـعـیـب (ع)؛ قـوم شعیب نیز فرجامی چون فرجام قوم صالح داشتند و سخن حضرت شعیب (ع) نیز نظیر سخن حضرت صالح (ع) بود:سـپـس از آنـان روی بر تافت و گفت : ای قوم من ! همانا من رسالت های پروردگارم را به شما ابلاغ کردم، و برایتان خیرخواهی نمودم .هر کس می خواهد به چنین کار شریفی دست یازد باید شرایط آن را نیز در خویشتن فراهم آورد و آن را بـا آداب مـخـصـوصـی بـه جـای آورد تا اثر مطلوب را در پی داشته باشد.در اینجا به برخی از آن آداب و شرایط به طور فشرده اشاره می کنیم :۱ـ نیّت خالصهـدف نـهـایی ناصح، بایستی قرب به خدا باشد و بندگانش را برای رهپویی به سوی او نـصـیحت کند، زیرا منبع خیر و برکت جز او نیست و هر کار نیکی به سوی او می رود و به او می پیوندد.۲ـ آزادگی و تدیّن :نـصـیـحـت گـر بـایـد از حـرّیـت و دیانت برخوردار باشد تا خیرخواهی او امضای شرعی داشته باشد و از شائبه بزدلی و سازشکاری مصون باشد. ۳ـ پاکی درون:ناصح باید خود از آلودگی ها پاک باشد، شیطان را از خویش دور سازد، طوق بندگی خدا را بـر گـردن نهد و پس از منزّه شدن از شرّ و زشتی، به خیرخواهی دیگران همّت گمارد؛ امیرمؤمنان صلوات اللّه علیه با شگفتی می پرسد:کسی که به خویشتن خیانت کند، چگونه خیرخواه دیگران می شود؟!خیرخواهی از حسود محال است .۴ـ آداب دیگر:هـمـچـنـیـن نـصـیـحـت گـر بـایـد مـوقـعـیـت نـصـیـحـت پـذیـر را در نـظـر بـگـیـرد و بـا عقل وتدبیر پیش رود، با زبان خوش و نرمخویی به نصیحت بپردازد، مخاطب را به جای خویش فرض کند و هر چه برای خود می خواهد برای او هم بپسندد و... .اگـر انـسـان هـای شـایسته با آداب و شرایط لازم به خیرخواهی مردم بپردازند و آنها هم بدون شـائبـه، نـصـیـحـت خـیـرخواهان را به کار بندند، خیر و سلامت جامعه را فرا می گیرد و شرّ و پـلیدی از آن رخت بر می بندد؛ کاستی ها به تکامل، فقر به غنا، وحشت به امنیت، کینه توزی بـه مـحـبـت، ضـعـف به قدرت تبدیل می شود و نارسایی ها جبران می گردد و استعدادهای خفته شکوفا می شود.

برچسب: نویسنده: حدیث فرهادی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 19:38

صفحه بندی