1 1 و خلق در عهد و پیمان
یکی از مهم ترین اصول اخلاق فطری، وفای به عهد و قول و قرار و پیمان است؛ زیرا فطرت الهی انسان به عنوان هادی و حجت باطنی، به طور فطری حق و باطل شناس بوده و به حق گرایش و از باطل گریزش دارد. بنابراین، فطرت انسانی به طور فطری مصادیق حق و باطل را می شناسد که از جمله مهم ترین آنها عدالت، صداقت، امانت و وفا و اضداد آنها است؛ و بر اساس همان فطرت به این مصادیق حق گرایش و نسبت به اضداد آن گریزش دارد.از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عقل فطری و نقل شرعی وحیانی حکم می کند تا به عهد خویش وفا کنند؛ زیرا یکی از مهم ترین مسئولیت های انسان در برابر خالق و خلق، وفا به عهد است؛ زیرا از هر عهدی پرسش می شودو باید انسان با وفای به عهد مسئولیت خویش را به نمایش گذارد و خود را از زیر بار تعهد به سلامت برهاند.انسان پیش از نزول به عالم خلق یا عالم دنیا، در عالم ذرّ یا همان عالم «الست» با خدا عهدی بسته است که در ذات و فطرت او نهادینه شده است؛ زیرا در عالم ذرات یا الست، هر انسانی به این حقیقت در فطرت خویش رسیده که خالق و رب او همان حق تعالی است. بنابراین، هر انسانی با خدا عهد بسته تنها خدا را به عنوان خالق و رب خویش قرار داده و او را عبادت کند.(اعراف، آیه 172) از همین روست که هر انسانی وقتی به خویش می نگرد و نسبت به نفس خویش معرفت می یابد، پروردگار خویش را می شناسد و نسبت به آن معرفت می یابد. پس بدان گرایش فطری داشته و نسبت به ضد آن گریزش دارد.از نظر قرآن، کسی که براساس حق و اصول اخلاق فطری عمل می کند، متقی است و کسی که بر خلاف آن عمل می کند، فاجر است. از همین روست که خدا می فرماید: کسی که به عهد خویش وفا کرده و تقوا پیشه کند؛ چنین شخصی به عنوان متقی محبوب خداست؛ اما کسی که بر خلاف آن عهدالله را به دنیا و متاع اندک آن می فروشند و بدعهدی می کنند برای آنان هیچ چیزی در آخرت نیست و محبوب خدا نخواهند بود. خدا به این افراد بی تقوای عهد شکن، نگاه نمی کند و با آنان سخنی نمی گوید و آنان را با تزکیه خویش به رشد کمالی نمی رساند، بلکه برای آنان عذاب دردناک را فراهم می کند.(آل عمران، آیات 76 و 77)این حقیقت را خدا در آیات بسیاری بیان کرده است؛ در جایی دیگر می فرماید: کسانی که بر عهد الله باشند و برای آن جهاد کنند، خدا برای ایشان بهشت را قرار داده که می توان آن را «فوز عظیم» دانست. اما کسانی که بیعت می کنند ولی بر خلاف عهد و پیمان آن را می شکنند، هر چند که به ظاهر با این عهدشکنی، چیزی به دست می آورند، ولی در حقیقت با این کار خویش به خودشان ظلم کردند و علیه خودشان عهد را شکستند؛ زیرا فطرت خویش را دفن کرده و به خودشان ظلم نموده اند؛ در حالی که وفا کنندگان با وفاداری به اجر و پاداش عظیم می رسند.(فتح، آیه 10).خدا عهد کرده هر کسی به عهد خویش به تمام کمال وفا کند، در آخرت نتیجه اعمال خویش را به تمام کمال می یابد و کمترین ظلمی در حق او نمی شود. از نظر قرآن، هر مومنی با عمل صالح خویش به عهد الهی خویش عمل می کند و وفای خویش را نشان می دهد، خدا نیز به طور تمام کمال اجر و پاداش عمل ایشان را می دهد؛ زیرا خدا ظالمین را دوست نمی دارد. پس هرگز کوچک ترین و کم ترین ظلمی در باره اهل وفا نمی کند و خدا نیز پاداش را به تمام کمال بدون هیچ ظلمی می پردازد. البته خدا چون اهل وفا را دوست می دهد، نه تنها پاداش کمال و تمامی به آنان می دهد، بلکه از فضل خویش نیز بر آن می افزاید.از نظر قرآن، خدا نسبت به همه اعمال مردم با جزئیات علیم و خبیر است؛ بنابراین با بصیرت کامل و کارشناسی تمام عهدشناس و وفاداران را می شناسند و حق ایشان را به تمام کمال می دهد و وفا می کند. برخی از مردم در وفاداری در اوج هستند؛ چنان که معصومان و پیامبران این گونه بودند؛ خدا حضرت ابراهیم(ع) را به عنوان «ابراهیم الذی وفی» ستوده است(نجم، آیه 37)؛ زیرا بر هر عهدی که بسته به تمام کمال وفا می کرد و در هیچ شرایطی به عهد خویش با خدا و خلق بی وفایی نمی کرد. از مهم ترین عهدی که خدا با آن حضرت(ع) بسته و بدان وفا کرده است، تطهیر خانه خدا برای طواف کنندگان و عاکفین و نمازگزاران اهل رکوع و سجده است.(بقره، آیه 125)از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین عهدی که میان خالق و خلق است و خلق آن را در فطرت خویش پذیرفته، عهد به این است که تنها بنده خدا باشد و در صراط مستقیم عبودیت و عبادت عقلی و نقلی حرکت کند و غیر خدا را بندگی و عبادت نکند و نسبت به شیطان واکنش مثبت نشان ندهد، بلکه او را دشمن خویش بداند.(یس، آیات 60 و 61) بنابراین، می بایست گفت که ایمان به خدا و بندگی او در چارچوب صراط مستقیم عقل و نقل از مهم ترین عهدها میان خالق و خلق است که خلق می بایست به آن وفا کند و آن را به دنیا و متاع اندک نفروشد و عهد شکنی نکند.(آل عمران، آیه 77)در آیات قرآنی عهدهای دیگری نیز بین خالق و خلق مطرح شده که همگی آنان در قالب احکامی است که عقل و نقل آن را کشف می کند. بنابراین، عمل مطابق اصول و احکام فطری عقلی و نقلی شرعی از جمله اموری است که انسان در برابر مسئول است و می بایست بدان وفا کند. از جمله مهم ترین احکام می توان به اصول اخلاقی چون عدالت و صداقت و امانت اشاره کرد؛ زیرا اگر کسی بر خلاف آنها عمل کند، در حقیقت وفا به عهد الهی نکرده است که عقل و نقل آن را کشف کرده است. در ساحت اقتصادی وفا به کیل و وزن مهم ترین حکمی است که عقل فطری و نقل شرعی آن را کشف کرده و هر دو بدان حکم کرده اند؛ زیرا با وفای به این احکام و قوانین است که خیر به انسان می رسد.(اسراء، آیه 35(بنابراین، انسان در هر حال می بایست به عهد الله عمل کند، و از آن جایی که عمل مطابق اصول و احکام عقلی و نقلی عمل به عهد الله است، می توان گفت که هر کسی به سفارش خدا در قالب عقل و نقل عمل کند، وفا به عهد الهی کرده است، هر چند که ظاهرا در حال وفای به عهد با خلق است و مثلا کیل و وزن را مراعات می کند؛ اما در باطن به عهد الهی عمل می کند و این گونه وفای خویش را نشان می دهد.از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اولوا الالباب که خردمندی مغزشناس و باطن شناس هستند و فراتر از ملک، ملکوت هر چیزی را در می یابند ، از کسانی هستند که به عهد الله وفا می کنند و هرگز میثاق و پیمانی را که با خدا بسته اند، نقض نمی کنند و نمی شکنند، خدا از مومنان می خواهد تا به عهد الهی وفا کرده و سوگند خویش را نشکنند به ویژه زمانی که خدا را در آن کفیل می کنند و می گویند خدا کفالت کند که به آن عهد وفا کند، اگر چنین کند، خدا پاداش خیر می دهد، اما اگر کسی بر خلاف آن عمل کند، داستان آن همانند زنی است که پنبه را می بافد، سپس آن را رشته می کند و این گونه اعمال خیر خودش را احباط و تباه می کند.جالب این که برخی از عهد شکنان، نقض عهد می کنند ولی از دیگران توقع و انتظار دارند که آنان به عهد خویش عمل کنند؛ چنان که فرعونیان این گونه با موسی(ع) رفتار می کردند. اصولا کافران و مشرکان چون به هیچ اصولی حتی اصول اخلاقی فطری پای بند نیستند، به همان سادگی زیر عهد می زنند و استقامت بر عهد ندارند. بنابراین، توقع و انتظار از این که آنان وفا به عهد کنند، انتظاری بیهوده است؛ مومن می بایست همان طوری که خدا به عهد خویش وفا می کند و تخلف نمی ورزد، به عهد خویش وفا کند و تخلف نورزد، خواه این عهد با خالق باشد یا خلق خدا.(بقره، آیه 80) اما چنان که گفته شد انسان فاسق و بی تقوای بر خلاف عهد عمل کرده و به جای وفاداری تخلف و نقض عهد می کنند.(انفال، آیه 56؛ توبه، آیه 12)خدا در توصیف مومنانی که به رستگاری رسیده اند، آنان را به صفاتی چون مراعات عهد و امانت می ستاید. خلیل منصوری
برچسب:
نویسنده: حدیث فرهادی