وحی شيطانی
ماهيت وحي جز به شناخت ويژگي ها ، مولفه ها و آثارآن امكان پذير نيست. قرآن به عنوان كتاب وحياني خود به ويژگي ها آن در آيات مختلف و متعددي اشاره دارد. يكي از ويژگي هاي كه قرآن براي وحي بر مي شمرد، امكان تحقق و القاي وحي براي ابليس و شياطين است. به اين معنا كه جنيان نيز مي توانند وحي را القا كنند . البته تعابير قرآن درباره وحي و ماهيت آن گوناگون است . يكي از تعبيرات قرآن در باره وحي مساله القا است كه آن را در آيات متعددي هم به خدا و هم به ديگران و حتي شيطان نيز نسبت مي دهد. از سوي ديگر القا هم به القاي كلمات كتبي و هم لفظي و هم امور وجودي نسبت داده شده است. قرآن يكي از ويژگي هاي وحي را وجود مناسب ميان دو سوي (فرستنده و گيرنده) آن مي داند. به اين معنا كه تا ميان دو سوي وحي تناسب و سخنيتي وجود نداشته باشد، وحي امكان تحقق نمي يابد. از اين رو، گفته شد كه براي ايجاد و تحقق نوعي سنخيت و تناسب ميان پيامبران بشري و خداوند، نيازمند نوعي معراج خاص و نزول ويژه اي از دو سوي فرستنده و گيرنده وحي است. به يك معنا دو سوي وحي ، همانند دستگاه فرستنده راديويي و تلويزيوني است كه امري گفتاري و شنيداري و يا ديداري را از طريق امواج به اين سو و آن سو مي فرستد . براي گرفتن اين امواج به دستگاهي ويژه به عنوان گيرنده نياز است كه گونه اي از مشابهت و مناسخت را با فرستنده داشته باشد. البته نياز نيست كه اين مشابهت و مناسخت كلي و همه جانبه و در همه ابعاد باشد، بلكه در ابعاد و جوانبي نياز است كه بتواند آن امواج را دريافت و تبديل به شنيدار و يا ديدار كند. گونه اي مشابهت و مناسخت ميان گيرنده و فرستنده وحي نيز همانند آن چه در باره امواج گفته شده نياز است. اين مناسخت ميان فرستنده وحي و گيرنده آن و نيز ظرفيت و توانمندي آن در بشر نهاده شده است و پيامبران با مدد و عنايت الهي و تلاش خود مي توانند آن را به فعليت در آورده و آن را ايجاد كنند.قرآن براي وحي شياطيني چند هدف بر شمرده است كه يكي از مهم ترين آن ها توانايي براي مجادله است. به اين معنا كه دوستان شيطان هر گاه در گمراهي و فساد و تباهي تا آن اندازه پيشرفت كنند كه ديگر همانند ابليس و شياطين شوند و اين صيرورت و دگرگوني در آنان كامل گردد در اين صورت به جهت مناسخت و مشابهتي كه با شياطين پيدا مي كنند در راستاي اهداف شياطيني به آنان وحي مي شود. شيطان در وحي خود به آنان مي آموزد كه چگونه در حق مجادله كنند و آن را تضعيف نمايند. اذهان انسان هاي ساده را مشوش كرده و آنان را به سخنان خود بفريبند. در حقيقت شياطين از طريق اوليا و دوستان انساني خود در جامعه انساني نفوذ كرده و از طريق آنان اهداف خود را پيش مي برند. هدف ديگري كه قرآن براي وحي شيطاني بر مي شمرد، زخرف القول است، به معناي گفتاري كه زيبا و موجه شده باشد.(انعام 112) در حقيقت شياطين به دوستان و اولياي خود گفتار و كلماتي را وحي مي كنند كه در ظاهر زيبا و زراندود است ولي در باطن از محتواي باطل برخوردار مي باشد و هيچ آثار وجودي بر آن بار نمي شود. اين مساله نشان مي دهد كه شياطين براي رسيدن به هدف خود كه گمراهي بشر است (سوره نساء آيه 19) به بازسازي سازوكارهايش مي پردازد بدون آن كه هيچ گونه تغيير و دگرگوني اي در راهبردهاي خود ايجاد كند. از آيات قرآنی به دست مي آيد كه چه پيامبر( كساني كه پاسدار شريعت پيشين هستند) و چه رسول( كساني كه صاحب شريعت هستند) با القاءات و وحي شيطاني رو به رو بوده اند. اين القاءات در امنيه آنان جا مي گرفت و به صورت و شكل حكم و سخن و آرزو آشكار مي شد. ولي خداوند آن بخش باطل را كه قول و القاي شياطين بود، نسخ مي كرد و بر مي داشت حق را استوار و محكم مي ساخت.
قرآن هدف از اين مساله را آزمودن بيمار دلان و سخت دلان بيان مي كند . به اين معنا كه چنين امكاني براي شياطين فراهم آمده است تا مومن راستين از بيمار دل و سخت دل باز شناخته شود. از اين رو نمي توان اين هدف را هدف اصلي براي القاءات شيطاني و قصد و مراد جدي شيطان دانست بلكه هدفي الهي است تا مردمان از هم بازشناخته شوند. قرآن در آيات ديگري به مساله آزمون و آزمايش مردمان اشاره مي كند . نكته اي كه درباره اين آيه بايد گفته شود آن است كه مراد از امنيه چيست ؟ آيا القاءات در سخن وحي اي است كه پيامبران و رسولان در هنگام خواندن آيات الهي با آن رو به رو مي گردند و يا آن كه مراد آروزهاست كه شياطين با توجه به آگاهي از آرزوهاي ايشان مي كوشد تا دخل و تصرفي كرده و آن را به سوي اهداف خود تغيير جهت داده و دگرگون سازد؟بنابراين هدف شياطين از القاي وحي شيطاني در امنيه پيامبران ، ايجاد زمينه هاي شك و ترديد در ديگران است. اين گونه مي شود كه دو دسته از انسان ها يعني بيماردلان و سخت دلان در پي اين القائات رفته و گمراهي را در پيش مي گيرند. البته اين ويژگي آزمون و فتنه تنها از راه القائات شيطاني انجام نمي گيرد. روش هاي متنوع و متفاوتي را خدا براي آزموني بشر و ابتلا او براي ساختن انسان كامل در پيش مي گيرد. حتي گاه در گزارش هاي قرآني ديده شده است كه آيات الهي خود از اين خصوصيت آزموني برخوردارند. قرآن در آيات بسيار حكايت مي كند كه هر آيه وحياني الهي ، براي مومنان هدايت و براي گمراهان وكافران دامن زدن به گمراهي است.(سوره اسراء آيه 82) اين شامل همه آيات محكم و متشابه مي شود و خاص متشابهات نيست كه از خصلت دوگانگي برخوردار مي باشد و موجبات فتنه و آزمون را فراهم مي آورد.(سوره آل عمران آيه 7 ) بنابراين خصلت آزموني ويژگي القائات شيطاني نيست و نمي توان آن را هدف شيطان بر شمرد. در حقيقت آن چه شيطان مي جويد گمراهي انسان است ولي خداوند همين هدف شيطان را به صورت آزموني براي انسان در مي آورد .القاي در امنيه بر پايه معناي نخست اين است كه ما هيچ پيامبري را نفرستاده ايم مگر آن كه هر گاه آرزويي كرد و رسيدن به مقصد و هدف ديني خود را خواست شيطان در امنيه او القا و وحي كرد و در آرزويش دست انداخت و مردم را در دين او وسوسه كرد و ستمكاران را بر انگيخت تا پيامبري را از هدفش دور سازد. ولي خدا دخل و تصرف شيطاني را زايل نمود و آيات خودش را استوار و حاكم ساخت.معناي دوم آن است كه ما هر پيامبري را كه فرستاديم وقتي او آيات الهي را مي خواند شيطان شبهه هايي را در دل هاي مردمان مي افكند و ايشان را وسوسه مي كرد تا با آن آيات به مجادله بر خيزند و ايمان مومنان را سست و فاسد سازند ولي خداوند آن چه از شبهات كه شيطان به كار مي برد باطل كرد و پيامبرش را موفق به رد آن شبهات نمود و يا آيه اي نازل كرد تا آن را رد كند.مطبي كه بايد بر آن تاكيد كرد عصمت پيامبران در تلقي و حفظ و بيان است. به اين معنا كه هم در گرفتن وحي و هم حفظ آن و هم در بيان و ارايه آن برخوردار از عصمت هستند. اين مساله با توجه به آيات ديگر به خوبي اثبات شده و مي شود . حتي اين آيه نيز مثبت عصمت است به اين معنا كه حتي القائات شيطاني اگر به صورت سخن باشد نسخ مي شود و تنها آيات الهي استوار و پا برجاست . به اين معنا كه اگر تصرفي براي شيطان باشد اين تصرف در حوزه هاي سه گانه نيست و شيطان نمي تواند در زبان رسول تصرف كند و آياتي را به عنوان قرآن جا بزند ؛ زيرا اين مخالف عصمت و هدف ارسال پيامبران از سوي خداست. به اين معنا كه تصرف در بخش هاي سه گانه موجب سلب اعتماد به آن چه پيامبر آورده مي شود و افزون بر لغويت وحي موجبات دوري از هدف فراهم مي آيد كه بيان هدايت است. خلیل منصوری
برچسب:
نویسنده: حدیث فرهادی