خرید بک لینک

1 های 1 و آجل گناهکاران

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عقوبت های گناهکاران را می توان به دو دسته اصلی دنیوی و اخروی تقسیم کرد. یکی از اصطلاحات پرکاربرد قرآن برای دنیا، «عاجله» است که در برابر آخرت به کار برده می شود.واژه عجل و اجل در اشتقاق کبیر به هم نزدیک است. با این تفاوت که «عجل» به چیزی اطلاق می شود که «قبل اوانه» و پیش زمان معین و مشخص آن تحقق یابد؛ در حالی که «اجل» به انجام و تحقق چیزی در زمان معین و مشخص آن است. واژه «اجل مسمی» به معنای آن است که چیزی در زمان تعیین شده و نامیده شده تحقق یابد؛ مانند زمان مرگ کسی که از قبل در «ام الکتاب» و «کتاب مبین» و «لوح محفوظ» و «کتاب حفیظ» و «امام مبین» تعیین و مقدر شده تا در آن زمان مشخص تحقق یابد تا جایی که دیگر تقدیم و تاخیر در آن راه نمی یابد.از نظر قرآن، یکی از صفات خلقی انسان، «عجل» است تا جایی که خدا می فرماید: انسان از عجله خلق شده است. از همین روست که خدا می فرماید: انسان عجول است.از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دنیا را می بایست «عاجله» دانست؛ زیرا عملی که انسان انجام می دهد، پاداش عملش را پیش از موعد می خواهد و بر آن است تا به جای آن که آن را در آخرت به دست آورد در همین دنیا خواهان دست یابی به پاداش است؛ این در حالی است که دنیا محل عمل و کار و آخرت محل پاداش است؛ اما عجول بودن انسان موجب می شود تا پیش از موعد و قبل از اوان و زمانش پاداش را بخواهد. این گونه است که هر کاری می کند در همین دنیا دنبال پاداش و بهره اش است. از این رو، می بایست دنیا را برای انسان «عاجله» دانست، در حالی که آخرت، «آجله» است که در زمان خودش تحقق می یابد.هر چیزی دارای «اجل» است، چنان که مرگ هر شخص انسانی یا امتی دارای اجل است که از آن تاخیر نمی افتد و در زمان خودش انجام می شود و عجله در آن معنایی ندارد.بر اساس سنت الهی حاکم بر جان و جامعه و جهان، هر چیزی در «اجل» خودش تحقق می یابد و تاخیر و تقدیم در آن راه نمی یابد. خدامی فرماید: امر و فرمان الهی درمورد عذاب کافران و مشرکان آمد و سنت قطعی الهی است. پس طلب تعجیل در آن مکنید که پیش از «اجل» مقدر و مسمی تحقق یابد؛ زیرا خدا منزه و برتر از آن است که مشرکان برایش شریک قرار می دهند.پس اگر کافران از خدا و پیامبران بخواهند تا عقوبت آنان را پیش اندازد، چنین درخواستی مورد پذیرش قرار نمی گیرد، خواه از سوی کافران به قصد استهزاء و تمسخر باشد، و خواه از سوی پیامبران و مومنان برای حذف کافران و عقوبت در عاجله دنیا. بنابراین، حتی پیامبران نمی بایست حتی وقتی کافران به جدل با پیامبران می پردازند، از آنان می خواهند تا اگر صادق و راستگو هستند، مجازات و عقوبت آنان را پیش بفرستد و در همین عاجله دنیا آنان را مجازات و کیفر کند، چنین درخواستی نمی بایست مورد پذیرش پیامبران باشد؛ زیرا خدا برای هر چیزی اجل مسمی و مقدری در ام الکتاب قرار داده که همان چیز تحقق خواهد یافت؛ خواه مصیبت خیر باشد یا شر.اگر خدا می خواست همان گونه که در عاجله دنیا خیرات را برای مردم قرار داده برای شرور و مجازات و کیفر را همان گونه در دنیا انجام می داد، اما سنت الهی بر این است تا هر چیز در «اجل» خودش تحقق یابد. برخی از گناهان در همین عاجله دنیا دارای اجل است؛ یعنی زمان مجازات برخی از گناهان در همین دنیا است؛ از همین روست که برخی از اقوام در همین عاجله دنیا به حکم «اجل» یعنی زمان تعیین و تقدیر شده، مجازات و کیفر شدند. اقوامی که به عذاب استیصال الهی در همین دنیا ریشه کن شدند، از جمله کسانی هستند که اجل آنان در عقوبت در همین دنیا نوشته شده و در آخرت نیز ادامه می یابد. پس این گونه نیست که همه عقوبت ها در آجله آخرت انجام شود، بلکه برخی از آنها در عاجله دنیا دارای اجل هستند و آجله عاجله برای آنها رقم خورده است؛ چنان که در قرآن بیان شده بسیاری از اقوام از جمله قوم نوح و پس از آن از عاد و ثمود و مدین و مانند آنها به سبب گناهان در همین دنیا بخشی از مجازات و عقوبت خویش را بر اساس «سنت تاجیل» دریافت کرده اند؛ زیرا برای برخی از گناهان اجل مسمی در دنیا و عاجله دنیا مطرح شده است که از آنها به گناهان استیصال یاد می شود که گناهانی است که ریشه کن است. قوم عاد از پیامبرشان خواستند تا اگر راستگو و صادق است، عذاب ایشان را در همین دنیا قرار دهد.

پیامبران اولو العزم بر اساس سنت الهی استعجال عذاب نداشتند و اجل عذاب را در عاجله دنیا برای امت نمی خواستند و بر آن صبر می کردند، اما وقتی اجل در عاجله برای قومی رقم خورده باشد، در همان عاجله بدون آن که دمی تاخیر رخ دهد، در اجل معین عذاب آن مردم را می گیرد و نابودی را برایشان رقم می زند.«تعجیل و استعجال» در دست پیامبران حتی اولو العزم نیست، بلکه بر اساس سنت های الهی و اذن و حکم اوست. از همین رو، اگر امتی درخواست استعجال عذاب در عاجله دنیا داشته باشند، اگر اجل الهی برایشان رقم نخورده باشد، هرگز چنین اتفاقی رخ نمی دهد.خدا به پیامبرش فرمان می دهد تا این قانون و سنت الهی را بیان کند و این را هم بیافزاید که اگر حکم امور در دست او بود، بی گمان فرصتی به کافران و ظالمان نمی داد و آنان را نیست ونابود می کرد، ولی چون حکم این امور به دست خدا است، کاری از دست او ساخته نیست تا ایشان را در عاجله دنیا عقوبت کند.نکته ای که می بایست به آن توجه داشت، اصولا از نظر قرآن، عاجله دنیا جایی برای پاداش های نیک و بد نیست؛ بلکه جایگاه حسابرسی و پاداش نیک و بد در آخرت است؛ از نظر قرآن رحمت و غفران الهی موجب می شود تا هر چیزی در «اجل» خودش اتفاق افتد و «عجله» ای در عذاب و عقوبت کافران و گناهکاران نیست. عقوبت های عاجله بسیار سخت و زشت است و انسان عاقل آن را به جای حسنه نمی پذیرد، اما بی خردان کافران و ظالم این گونه نیستند، بلکه به جای آن که دنبال خیر و حسنات بروند، دنبال شرور و سیئات می روند.از نظر قرآن اگر کسی گرفتار عقوبت های عاجله شد برای رهایی و رفع آن می تواند به استغفار توسل جوید چنان که برای دفع عقوبت الهی در عاجله دنیا و آخرت می بایست به آن تمسک جست تا مورد رحمت الهی قرار گیرد.(نمل، آیه 46)خدا همه عقوبت ها در عاجله دنیا ندارد، بلکه تنها برخی از عقوبت ها ردیف می کند تا مردم بازگردند وعبرت گیرند؛ زیرا خدا بر مردم تفضل و رحمت دارد و نمی خواهد آنان را به شقاوت ابدی برساند. خلیل منصوری

برچسب: نویسنده: حدیث فرهادی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 16:40

صفحه بندی