خرید بک لینک

1 1 قلب انسانی

بصیرت، توانایی نوری قلب انسان پاکدل است که به او توانایی دیدن حقایق ملکوتی و باطنی را همانند دیدن به وسیله چشم را می دهد تا جایی که اگر احتمال خطا در دیدن چشمی باشد، در بصیرت قلبی چنین احتمال و خطایی نیست. بنابراین، می توان گفت بصیرت توانایی خارق عادتی است که ویژه برخی از انسان ها است. بر همین اساس، باید از توانایی شگفت انسان سخن گفت و نمی بایست هم چون «کافر همه را به کیش خویش پندارد»، دیگران را به خویش مقایسه کرد که چنین توانایی به سبب «غطاء» و «غشاوه» بر قلب از میان رفته است.انسان های تطهیر و تزکیه شده، دارای توانایی خارق عادت بسیاری هستند که یکی از آنها بصیرت است. شناخت عوامل و آثار آن می تواند انسان را برای کسب و دست یابی به این توانایی و قدرت شگفت تشویق و ترغیب کند. در اصطلاح، بصیرت، قوه ای در قلب شخص است که به نور قدسی منور شده و به وسیله آن حقایق چیزها و امور و ملکوت آنها را به یقین درک می کند.البته برخی بصیرت را محدود به اعتقاد و معرفت و شناخت دانسته و گفته اند: بصیرت، معرفت و اعتقاد حاصل شده در قلب نسبت به امور دینی و حقایق امور است.به نظر می رسد برای کشف حقیقت بصیرت از نظر اصطلاح قرآنی، بهتر آن است که آثار آن از نظر قرآن مورد بررسی و واکاوای قرار گیرد؛ زیرا این گونه می توان با بررسی آثاربصیرت دانست که قوه بصیرت در قلب انسان از چه سطح ادراکی برخوردار است.1-دیدن حقایق هستی و ملکوت: بصیرت در برابر «کوری» قرار می گیرد، و کسی که از بصیرت برخوردار باشد از ظلمات کوری و نابینایی به نورانیت بینایی وارد می شود؛ از همین روست که بصیر در برابر «اعمی» قرار می گیرد؛ چنان که «احیاء» در برابر «اموات» قرار می گیرد. 2-درک توحید و رهایی از شرک در خالقیت و ربوبیت: همین توانایی شناختی که همانند شناخت نور از ظلمت است، به بصیر این امکان را می دهد تا درک صحیح از همه هستی داشته باشد و هرگز در دام شرک و مانند آنها نیافتد؛ زیرا بصیر به نور الهی در قلب خویش در می یابد که خدا خالق و آفریدگار همه هستی است و کسی دیگر نمی تواند آفریدگار باشد؛ پس بصیر هیچ شک و ریبی در این امر نمی بیند، بلکه به خدای یگانه قهار باور و اعتقاد دارد و از هر گونه شرک می رهد.3-یقین قطعی در دنیا: اهل بصیرت در دنیا از حقایقی آگاه هستند و آن را درک می کنند که دیگران در قیامت بدان آگاه شده و درک می کنند. از جمله این حقایق آن است که دست یابی انسان به کمالات تنها در دنیا شدنی است و اگر کسی در دنیا خود را به کمالی نرساند، در اخرت رهایی برای کسب آن نیست؛ از این روست که وقتی مردم در آخرت به بصیرت در قیامت می رسند خواهان بازگشت و رجعت به دنیا و کسب کمالات می شوند که البته شدنی نیست؛ 4-عبرت و اعتبار: اهل بصیرت، به دلیل دارایی حیات معنوی و نورانیت و دوری از مرده دلی و ظلمت، اهل عبرت گیری از سنت های الهی هستند و نه تنها سنت ها و قوانین الهی حاکم بر هستی را می شناسند، بلکه بدان اعتقاد داشته و بر اساس آن تحلیل و تبیین کرده و توصیه های لازم را نیز بر اساس همین تبیین و تحلیل صحیح می دهند، 5-درک سنت های الهی: بر اساس سنت های الهی، همان گونه که خدا در تکوین به عنوان پروردگار گردش شب و روز را مدیریت کرده و سامان می دهد، هم چنین در امور اجتماعی نیز در مقام پروردگاری به حکم ولایت و نصرت، به یاری و نصرت مومنان می آید و آنان را بر کافران چیره می کند .6-تذکر و یادآوری حقایق: درک و فهم درست از حقایق از جمله تفاوت عمل صالح نیک و عمل طالح زشت، برای اهل بصیرت است؛ زیرا قلب اهل بصیرت از سلامت برخوردار است و به حکم الهامات و هدایت فطری تکوینی، حق و باطل و مصادیق آن را می شناسد و گرایش ها و گریزش هایش را سامان دهی می کند؛ 6-منفعت طلبی و سعادت گرایی: منفعت طلبی حقیقی و سعادت گرایی از دیگر آثار قلب بصیر است؛ زیرا اهل بصیرت از سوی پروردگار خویش حقایق را چنان که هست می بیند و بدان گرایش می یابد. 7-تفکر: قلب اهل بصیرت از توانایی «تفکر» برخوردار است،چنان که از توانایی «تذکر» و یادآوری نسبت به حقایق برخوردار است. 8-ارایه الهی: کسانی که اهل بصیرت هستند، نه تنها خود اهل رویت و دیدن حقایق هستند، بلکه خدا نیز حقایق هستی و ملکوت آسمان ها و زمین را به او می نمایاند و ارایه می دهد.9-رهایی از شک و کسب درجات و مراتب یقین: اهل بصیرت به حکم رویت یا ارایه الهی از چنان «یقینی» برخوردار می شوند که هیچ شک و ریبی در آن راه نمی یابد. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پیامبران از مقام بصیرت برخوردار هستندو هر کسی در سطحی از بصیرت از یقین برخوردار می شود که خود شامل علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین است. براساس گزارش های دوستان اهل بصیرت، هر کسی با توجه سطوح طهارت و تزکیه روحی و سلامت قلب، درجه و مرتبتی از یقین را به دست می آورد؛ از همین روست که برخی حقایق هستی از جمله باطن و ملکوت افراد را به الهام می فهمند و از راست و دروغ و ظلمت و نور دیگران آگاه می شوند، برخی دیگر تا جایی می رسند که بهشت و دوزخی بودن دیگران را می دانند و می فهمند به عنوان شاهدان الهی همه چیز برای آنان آشکار است و این هیچ تضادی با ستاریت خدا ندارد؛ با نگاهی به این آثار و برکات بصیرت می بایست گفت کسب بصیرت می بایست یکی از مهم ترین آمال و آرزوهای مومنان، بلکه انسان باشد؛ بصیرت به عنوان نوری الهی در قلب از مصادیق علم شهودی وحضوری است؛ بنابراین باید به این نکته توجه داشت که علم نوری است که خدا در قلب هر که بخواهد می افکند.» شکی نیست که این علم جز در سایه ایمان و تقوا به دست نمی آید؛ از نظر قرآن، انابه و بریدن از غیر خدا و پیوستن به خدا، به انسان بصیرت و ضمیری روشن می دهد، چنان که قرار گیری در جایگاه عباد الرحمن و انجام اعمال صالح خاص چنین بصیرتی به آنان می دهد که از دیگران متمایز می شود.هم چنین پیروی کامل از راه پیامبر(ص) انسان ها را به بصیرت خاص می رساند؛ زیرا پیامبر(ص) در بالاترین جایگاه قرار دارد که هیچ کسی بدان نرسیده است. پیروی از چنین پیامبر(ص) و راهش می تواند انسان را به بصیرت حق الیقین برساند که اوج بصیرت ها است.تذکر و یادکرد خدا به هنگام طواف شیطان و مسّ او می تواند به انسان بصیرت خاصی دهد و از شرور ایشان در امان نگه دارد.به هر حال، از نظر قرآن، رهایی از غفلت می تواند انسان را به بصیرت برساند؛ زیرا غفلت از آخرت و گرفتار شدن در دنیا مهم ترین مانع در بصیرت یابی است، زیرا این امور پرده و «غطاء» و «غشاوه» بر دل و قلب می افکند و بصیرت را از او می گیرد و توانایی درک و فهم باطنی حقایق را از او سلب می کند. پس اگر کسی بخواهد به بصیرت اهل بصیرت برسد می بایست به آخرت گرایش داشته و برای آن خالصانه کارهای صالح را انجام دهد. خلیل منصوری

برچسب: نویسنده: حدیث فرهادی تاريخ: چهارشنبه 9 خرداد 1403 ساعت: 13:49

صفحه بندی