خرید بک لینک

ادب آموزی از مأدبه قرآن  1404/12/6

ادب آموزی از مأدبه قرآن

انسان به هر چیزی انس می گیرد، ولی می بایست او را به گونه ای پرورش داد که در فضایل اخلاقی در سطح محاسن و مکارم اخلاقی زندگی خویش را سامان دهد. از آن جایی که خدای «اکرم» به تعلیم قرآن به انسان پرداخته، او را بر سر سفره کرامت خویش دعوت کرده تا به او شیوه زندگی بر مدار و محور محاسن و مکارم اخلاقی را بیاموزد. از همین روست که پیامبر(ص( در توصیف قرآن می فرماید: قرآن مأدبه الهى است. پس درحدّ توان ادب آن را بياموزيد؛ زیرا اين قرآن ريسمان الهى و نور نمايان و شفاى مفيد است. پس آن را بخوانيد.خدا در قرآن، بارها با الفاظ و جملات گوناگونی به ساحت ادبی اشاره دارد که در سطح مکارم اخلاقی در انسان بروز و ظهور می کند و انسان را جزو «مکرمین» و «اکرمکم» قرار می دهد. از همین روست، که پیامبران به عنوان صاحبان مکارم اخلاقی و اهل ادب، در برابر گستاخی کافران، واکنش بر اساس عدالت انجام نمی دهند، و سنگ در برابر سنگ را اجرا نمی کنند، بلکه بدی و زشتی های کافران را با حسنات دفع می کنند و با سلام و استغفار به ایشان محبت می کنند تا در مسیر دین قیم و سنت ها و قوانین الهی حاکم بر هستی قرار گیرند و به کمالات بایسته و شایسته انسانی برسند که در ساحت اخلاقیات خودش را نشان می دهد.انسان مودب کریم کسی است که نه تنها در برابر سلام و رفتار نیک دیگران، عدالت می ورزد و همان سلام را پاسخ مناسبی می دهد، بلکه کریمانه تر رفتار می کند، و فراتر از احسان در برابر احسان، و سلام در برابر سلام، در برابر بدی، نیکی کرده و در برابر گستاخی، کریمانه سلام و استغفار می کنند تا ایثارگری خویش را نشان دهند.بنابراین کسانی که درس کرامت از خدای اکرم در مکتب مادبه قرآن آموخته اند، در ادبستان قرآن، خطاب گستاخانه جاهلین بی خرد را با ادب تمام می دهندو همان شیوه جاهلین بی خرد را نمی روند و بی ادبی نمی ورزند. پس مودبان در ادبستان قرآن، همان راه بی ادبانه بی خردان نادان را نمی روند و بر خلاف ایشان رفتار می کنند و با احسان و اکرام از آنان عفو کرده بلکه حتی اکرام ایثاری دارند و در برابر بدی ایشان نه تنها سکوت می کنند، بلکه بر آن هستند تا در سخن و رفتار کریمانه رفتار کرده و با سلام و استغفار از خدا بخواهند تا گستاخی ایشان را محاسبه نکند.انسان مودب به تادیب قرآنی هنگام ورود به خانه حتی اگر کسی نباشد، به نفس خویش سلام می کند و این گونه سلامتی را برای خویش از خدا می خواهد و با زنده باد و تحیت، برکت را می طلبد و زندگی طیب را برای خویش درخواست می کند. پس انسان کریم و مودب کسی است که هنگام ورود به نزد دیگری در خانه یا جای دیگر، سلام می کند و اگر کسی نباشد، به خودش سلام می دهد.سخن معروف و پسندیده، تطهیر و تزکیه و دعا و نیایش نسبت به اهل زکات و صدقه، و برخورد مناسب به هنگامه اذن دخول، رعایت ادب و حرمت با مومنان به ویژه عالمان دارای درجات در پیشگاه خدا در مجالس با جادادن به آنان، درخواست استغفار و مغفرت از خدا و سخن نیک و معروف و میسور به هنگام گفتگو با فقیران و بخشش به ایشان و مانند آنها از دیگر مصادیق ادب ورزی در سطح مکارم اخلاقی است که خدا بدان توصیه و سفارش می کند.، ادب با اولیای امور و رهبران اجتماعی با ترک برخی از رفتارهای زشت اجتماعی چون بلند کردن صدا، جهر و فریاد کردن، خواندن به دور از شئون اجتماعی، درخواست خروج از خانه، درخواست تعجیل و استعجال برای خروج و عدم صبر و مانند آنها تحقق می یابد. بنابراین، مومنان می بایست در سطح مکارم اخلاقی ادب ورزند و از رفتارهای اجتماعی توهین آمیز خودداری کنند.گفتار کریمانه و مودبانه با والدین و پرهیز از تندخویی حتی با عبارتی چون «اف» امری لازم و ضروری است که مومنان می بایست آن را مراعات کنند. این رفتار مودبانه با والدین خود را در اطاعت کامل و تمام از والدین جز در امر ایشان به شرک، خود را نشان می دهد؛ زیرا اطاعت از والدین در امر ایشان به شرک جایز نیست.بر مومنان است تا در مسیر کسب مراتب تقوای الهی و کرامت های انسانی، خود را در سطح مکارم اخلاقی تادیب کنند و در ادبستان قرآن به چنین مقام و منزلتی عالی دست یابند. پس از نظر قرآن، لازم و بایسته است تا مومنان در شناخت و عمل به آداب توجه و اهتمام ورزند و خود را به مکارم اخلاقی مودب سازند. هم چنین بر مومنان است تا در مقام ولایت مومنانه یک دیگر را به ادب قرآنی تادیب کنند و تعلیم و آموزش و پرورش دهند.در حقیقت اخلاق صالح که مومنان می بایست بدان تادیب شوند، همان مکارم اخلاقی است که کمال انسانیت است؛ از همین روست که امیرمومنان امام على (ع) می فرماید: ادب، كمال انسان است.بنابراین، هر کسی انسانیت می خواهد می بایست این امور را بیاموزد و خود را بدان پرورش دهد؛ و از آن جایی که مومنان می خواهند در مسابقه خیرات هماره پیشگام و اولین سابقون باشند، می بایست به این نکات توجه یابند و در ادبستان قرآن آن را بیاموزند و در خود تجلی بخشند؛ زیرا ارزش انسانیت به این امور است که خدا به صراحت فرموده است: ان اکرمکم عندالله اتقاکم؛ کریم ترین شما نزد خدا با تقواترین شما است.شاکله شخصیتی هر کسی همان ملکات نیک و بدی است که در او شکل می گیرد و اعمال را در ساختار نیات صادر می کند؛ بنابراین، اگر مقوم شخصیتی انسان مکارم اخلاقی باشد که در چارچوب ادب تعریف شده است، انسانی استوار و قویم خواهد بود که خود را بدان مودب کرده باشد؛ بنابراین، هر کسی بخواهد برترین و بهترین سجایای اخلاقی را بیاموزد می بایست خود را در سطح مکارم اخلاقی بالا کشد و ادب را از ادبستان قرآن و مکارم اخلاقی آن بیاموزد و خویش را چنین تعلیم و تزکیه دهد؛ اولین و معلم هر انسانی والدین اوست که او را به اصول دین و اخلاق از جمله نماز و مانند آنها آشنا می کنند. بنابراین، بر والدین است که به امر ادب کودکان توجه و اهتمام داشته باشند؛ زیرا مال و فرزند زینت زندگی است و آن چه به عنوان باقیات صالحات می ماند همین هدایت افراد به سوی مکارم اخلاقی است که در ساختار ادب تعلیم و تعلم داده می شود.بنابراین، کسی دوراندیش است که به جای جمع زر دنبال جمع آداب باشد و خود را به آداب مجهز کند تا در زندگی دنیوی و اخروی گرفتار مشکل نشود؛ از همین روست که امیرمومنان امام على (ع)می فرماید: جوينده ادب، دور انديش تر از جوينده طلاست.امام صادق (ع)می فرماید: بهترين ميراثى كه پدران براى فرزندان مى گذارند ادب است، نه ثروت؛ زيرا كه ثروت مى رود و ادب مى ماند.البته باید توجه داشت که تعلیم آداب تنها به دانستن علمی آن نیست، بلکه پرورش ذات و شاکله شخصیت بر اساس آن است؛ پس کسی که بخواهد در اخلاق به تمامیت کمالات برسد می بایست ادب را به عنوان مهم ترین اسباب تزکیه نفس و رشد و نمو آن مد نظر قرار دهد؛ ادب انسان را چنان بالا می برد که شریف ترین کریمان عالم می شود؛ چنان که امام على (ع) می فرماید: ادب يكى از دو شرافت است. پس بی ادب محروم از رحمت رب و پروردگارش است حتی اگر نسب بلندی در دنیا داشته باشد؛ زیرا آن چه ارزش است حسب است که در ساختار ادب نیک تحقق می یابد؛ از همین روست که امیرمومنان امام على (ع)می فرماید: حسب و شرافتى سودمندتر از ادب نيست.در حقیقت ادب جامه ای است که با پوشیدن آن، نه تنها زشتی ها پوشیده می شود، بلکه انسان به آدب آراسته می شود؛ هم چنین باید توجه داشت نفس انسانی دارای صفات مذمومی چون عجول، جهول، ظلوم و مانند آنها است و اصولا انسان آمده تا در زندگی دنیوی خویش را بر اساس عقل فطری و نقل وحیانی پرورش دهد و با تعلیم و تزکیه به رشد تمام دست یابد؛ بنابراین، نمی بایست گفت چون عجول هستم کاری نمی توانم بکنم؛ بلکه باید خود را به حلم و صبر پرورش دهد؛ هدف از برنامه های هدایتی پروردگار جهانیان که در قالب عقل و نقل فهم و ادراک می شود عقلانی کردن زندگی در تمامیت آن است که با حسن ادب تحقق می یابد که همان مکارم اخلاقی است؛ چنان که گفته شد تادیب نفس امری لازم است؛ زیرا هواهای نفسانی و وسوسه های ابلیسی شرایطی را برای انسان در زندگی دنیوی ایجاد می کند که اگر نفس تعلیم و تزکیه نشود و تادیب نگردد ممکن است گرفتار سقوط گردد. باید توجه داشت علم مفید آن است که در انسان اثر بگذارد؛ زیرا چنین عالمی همان عاقلی است که علم خویش را برای کمالات به کار می گیرد؛ هر چه علم انسان نسبت به خدا بیش تر باشد، ادبش در برابر خدا و خلق بیش تر خواهد بود و آثار آن علم در خشیت باطنی و ادب ظاهری خویش را نشان می دهد؛ خلیل منصوری

برچسب: نویسنده: حدیث فرهادی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 22:22

صفحه بندی