خرید بک لینک

گفتار سودمند

خداوند متعال دو پناهگاه محکم برای ما گذاشته، یکی وجود پیامبرص که خود رحمه للعالمین است و هم اکنون در دل مومنین وجود دارد... دیگری استغفار است... مادامی که مردم توبه و استغفار دارند، بلای عمومی که بر امت های گذشته نازل میشد، بر این امت نازل نمیشود....هر وقت غصه دار شدید برای خودتان و برای مومنان و مومنات، از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا" خواهند آمد، استغفار کنید. غصه دار که میشوید گویا بدنتان چین میخورد و استغفار که میکنید، این چین ها باز میشود.. توبه و استغفار راه را صاف میکند با استغفار دل پاک میشود نباید آن را ترک کرد... پیامبر اکرم روزی هفتاد بار استغفار میکردند. عبد که مولا را می بیند شکر میکند.. و خودش را که می بیند استغفار میکند... غفاریت خدا یعنی اینکه هیچ گناهی برای خلقش قائل نیست و به گناه خلقش توجهی ندارد...کسی که بعضی را ببخشد و بعضی را نبخشد، غفار نیست... پس تنها باور خودت شرط است... البته وقتی این را باور کردی، خودت به خودت میگویی در دیزی باز است، ولی حیای گربه کجا رفته؟ آنوقت ادب میکنی و از گناه پرهیز میکنی. اینکه فرمودند روزی هفتاد بار استغفار کن، تکرار باور است... یعنی آنقدر تکرار کن تا باور کنی خدا تو را بخشیده است...معنای استغفر الله ربی و اتوب الیه این است که خودت به خودت میگویی خلق را بیامرز و ببخش. بالاترها برای زیردستانشان باید استغفار کنند والا کار خودشان گیر پیدا میکند...

استغفار پیامبر ص برای امت و استغفار ملائکه برای مومنین مصداق همین حقیقت است.... اگر میخواهی بخشیده شوی خلق را ببخش. استغفار عامه ی مردم برای گناه دوست است. گناه دوست گناه خود آدم است. استغفار خصیصین استغفار از غیر خدا است. غیر خدا را دیدن و از غیر خدا گفتن پوشاندن خداست و ظلم است و باید از آن استغفار کرد تا غیر او را ندید و جز او نگفت... مرحوم دولابی

دین میخواهد تو را عاشق کند تا به عالیترین لذت برسی!:هدفِ دین، رساندن انسان به بالاترین لذت است و فقط دین میتواند عالیترین لذت را به آدم بدهد،چون عالیترین لذت و شادی با عشق و محبت شدید پدید میآید، و فقط دین میتواند شدیدترین محبت را به آدم بدهد.شدیدترین محبت، در این عشقهای زمینی نیست.انسان بالاتر از اینها میتواند عشقِ برتری داشته باشد که همان «عشق به خدا و ولیّ خدا» است.بیدینی یعنی خودت را اسیرِ لذتهای کم و کوچک کنی و بگویی:«من آن لذتِ خیلی بالا را نمیخواهم؛ همین لذتِ کم برایم بس است!»استغفار یعنی:«خدایا من نتوانستم از زندگیام خوب لذت ببرم، حالم بد است، اخلاقم بد شده، عاشق نشدم و در خودپرستی ماندهام، روحم کثیف شده و دیگر از چیزی لذت نمیبرم، درستم کن تا باقیماندۀ زندگیام را لذت ببرم»

شباهت دل با آب :در حیرتم از خلقت آب، اگر با درخت همنشین شود، آنرا شکوفا میکند.اگر با آتش تماس بگیرد، آنرا خاموش میکند.اگر با ناپاکی ها برخورد کند، آنرا تمیز میکند.اگر با آرد هم آغوش شود، آنرا آماده طبخ میکند.اگر با خورشید متفق شود، رنگین کمان ایجاد میشود.ولی اگر تنها بماند، رفته رفته گنداب میگردد.دل ما نیز بسان آب است، وقتی با دیگران است زنده و تاثیر پذیر است، و در تنهایی مرده و گرفته است..."باهم" بودن هایمان را قدر بدانیم...

قبله اهل معنا،میرزا جوادآقای ملکی تبریزی،می فرماید:1- عمل به تکلیف الهى ،فرزندان عزیزم! نصیحت این بنده ناچیز به شما این است که یادگیرى و عمل به تکالیف الهى را سرمنشأ کارهاى خود قرار دهید. و وظایف شرعى خود را از فضلاى متدین یاد بگیرید و در راه کسب علم با جدیت تلاش کنید. 2-اهتمام به امور معنوى،از مجالست با افرادى که همراهى با آنها شما را به گناه مىکشاند، بپرهیزید و به معنویت روى آورید؛ زیرا سعادت شما، به آن پیوسته است. دوران جوانى فرصت بسیار خوبى است، سعى کنید به بطالت نگذرد که پشیمانى به بار مىآورد. 3-جهاد با نفس برنامه همیشگى:از تهذیب نفس غافل نباشید. چه افراد بسیارى که خوب درس خواندند ولیکن از ارتباط معنوى غافل بودند و نتوانستند به دین خدمت کنند؛ اگر مىخواهید خدمتى داشته باشید، باید علاوه بر تحصیل، جهاد با نفس، ارتباط معنوى با خدا و توکل به او در تمام لحظات در ذهنتان باشد.

تجاوز از حدّ عبادت هم ظلم است:اگرعبادت باعث ظلم به خود یا ظلم به دیگران شود، اصلاً عبادت نیست، پس تجاوز از حدّ عبادت هم ظلم است. خدای متعال اجازه نداده است که انسان حتی از حد عبادات هم خارج شود و زیادهروی و افراط کند، عدالت در عبادت نیز باید رعایت شود، یعنی اگرعبادت باعث ظلم به خود یا ظلم به دیگران شود، اصلاً عبادت نیست، پس تجاوز از حدّ عبادت هم ظلم است. کسی که با حق است و حق با اوست نباید لحظه ای از این حد معین تجاوز کند وگرنه معنای با حق بودن، و حق با او بودن درست نخواهد بود. به عنوان مثال نیاز مادی جسم انسان به ورزش غیر قابل انکاراست، کسی که بیشتر از حدّ لازم ورزش کند به خود ظلم کردهاست؛ چنانچه ورزش نکردن هم ظلم است. پرخوری ظلم است و کمتر از حدّ معمول غذا خوردن نیز ظلم است. پرحرفی ظلم، و سکوت بدون دلیل هم ظلم است. رعایت نکردن حق همسر و فرزندان ظلم است، همانگونه که همه فرصت عمر و وقت را صرف آنان کردن نیز ظلم است . استاد انصاریان ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ!:ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺳﯿﻢ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩ.ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ.ﻣﺘﻦ ﺯﯾﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﯾﺎﺩﺍﺷﺖ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ:ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭگی است. ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ به خاﻃﺮ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯽ بی گناﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻓﺮﺩﺍ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻣﺮﺍ به دﺳﺘﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯽﺳﭙﺎﺭﻧﺪ.می دﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻫﺮﮔﺰ نمی میرﺩ، ﻭﻟﯽ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭگی است.ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺩﺭ 70 ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ 317 ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ به ناﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﯼ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﻢ ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬﺍﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭگ ترﯾﻦ ﺑﻨﯿﺎﺩﻫﺎﯼ ﺧﯿﺮﯾﻪ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺪ.به قوﻝ ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ :ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺜﻞ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺟﺎﻧﻮﺭﯼ ﺑﻠﺪ ﺍﺳﺖ !

ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ!:ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺳﯿﻢ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩ.ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ.ﻣﺘﻦ ﺯﯾﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﯾﺎﺩﺍﺷﺖ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ:ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭگی است. ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ به خاﻃﺮ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯽ بی گناﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻓﺮﺩﺍ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻣﺮﺍ به دﺳﺘﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯽﺳﭙﺎﺭﻧﺪ.می دﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻫﺮﮔﺰ نمی میرﺩ، ﻭﻟﯽ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭگی است.ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺩﺭ 70 ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ 317 ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ به ناﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﯼ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﻢ ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬﺍﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭگ ترﯾﻦ ﺑﻨﯿﺎﺩﻫﺎﯼ ﺧﯿﺮﯾﻪ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺪ.به قوﻝ ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ :ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺜﻞ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺟﺎﻧﻮﺭﯼ ﺑﻠﺪ ﺍﺳﺖ !

سبک زندگی را از نهج البلاغه بیاموزیم :عجز آفت است و صبر شجاعت... آن حضرت فرمود: ناتوانى آفت است و بردبارى شجاعت، پرهيز كارى و پارسايى توانگرى است و خرسندى به رويدادها يار و همراه با ارزشی است. انسانى كه گرفتار ضعفهاى روحى و اخلاقى باشد، هميشه با يك خطر مواجه است:او در برابر مسائل مختلف و پيش آمدهاى گوناگون، قدرت ايستادگى نخواهد داشت، و دچار سستى و لغزش خواهد شد و از راه راست، انحراف پيدا خواهد كرد.از اين رو است كه در تعاليم اسلامى، هميشه تكيه بر اين است كه انسان، قبل از هرچيز، ضعفهاى روحى و اخلاقى را از خود دور كند، و قدرت درونى لازم براى ايستادگى در برابر مسائل مختلف را به دست آورد و در حفظ و تقويت آن بكوشد.امام علی عليه السلام نيز، در اين كلام، از اين گونه جنبه هاى مثبت و منفى سخن مى گويد و انسان را با عيب و ضعفها، و ارزش قدرتهاى روحى و اخلاقى آشنا مى سازد.بر اساس فرمايش امام(ع)، ضعف و ناتوانى، بزرگترين آفت و دشمن زندگى انسان است. زيرا انسان ضعیف، زود فريب ميخورد، زود به لغزش دچار مى شود، و زود از راه راست منحرف مى گردد. يك انسان ضعیف، ممكن است در برابر چند كلمه فريبنده، از راه بدر شود.ممكن است با هر تهديد پوچى دچار وحشت شود، يا اگر پول و مقامى به او پيشنهاد كنند، در برابر آن تاب مقاومت نداشته باشد، و حاضر به انجام هر كار نادرستى بشود.افراد بسيارى بوده اند كه سالها از عمر خود را در راه عبادت و انجام وظايف شرعى و دينى گذرانده اند. ولى بخاطر همين ضعف، ناگهان از راه بدر رفته و حاصل تمام عمر خود را در چند لحظه بر باد داده اند و چيزى جز رسوايى و بد نامى بدست نياورده اند. اين است كه ضعف و ناتوانى از بزرگترين آفتهاى زندگى و از خطرناكترين دشمنان انسان است.اما در برابر اين عجز و ناتوانى، صفتهاى نيكوى روحى و اخلاقى قرار دارد، كه تعدادى از آنها را، امام(ع) در همين كلام پر معنى، بر شمرده است.يكى از اين صفات، صبر و بردبارى است،كه عالى ترين جلوه هاى شجاعت انسان بشمار مى رود. شجاع، آن كسى نيست كه در برابر هر مسئله اى به خشم مى آيد و عجولانه دست به اقدامات حساب نشده مى زند. بلكه آن كسى براستى شجاعت دارد كه در برابر مسائل و مشكلات بردبار باشد و با صبر و حوصله، درباره آن فكر كند و هميشه، بجاى سريع ترين راه حل، در جست و جوى بهترين راه حلها باشد.صفت ديگر، پارسايى و پرهيز كارى است،كه براى انسان، بهترين ثروتها و بالاترين توانگريها به شمار مى آيد. انسان پارسا و پرهيز كار، در وجود خود، آنقدر ارزشهاى روحى و معنوى ذخيره مى كند، كه ديگر به مال و ثروت دنيا چشم نمى دوزد. و همين بى نيازى از مال دنيا، او را از بزرگترين ثروتمندان و توانگران، ثروتمندتر مى سازد.خرسندى به رويدادها نيز از صفات ارزنده انسان است.اصولا يك مسلمان مؤمن، از آنچه با اراده و قدرت خداوند، در زندگى اش رخ دهد، هرگز اظهار نارضايى نمى كند. يعنى به هر پيشامدى كه خداوند برايش مقدر كرده باشد راضى و خرسند است و همين رضايت و خرسندى، باعث مى شود كه از پيش آمدهاى گوناگون، دچار رنج و عذاب نشود.چنين كسى اگر ببيند كه ديگران به قدرت و مقام رسيده اند و مال و ثروت بدست آورده اند. و او از آنها بى نصيب مانده است، هرگز حسادت نمى ورزد و غم و غصه به دل راه نمى دهد. زيرا صفت خرسندى و رضايتى كه در او وجود دارد، مانند نعمتى با ارزش، هميشه همراه اوست و مانند دوستى مهربان و دلسوز، هميشه او را از دچار شدن به اينگونه رنج و عذابها، باز مى دارد.

دنیا میدان بزرگ آزمایش:دنیا میدان بزرگ آزمایش است که هدف آن جز عشق چیزی نیست. در این دنیا همه چیز در اختیار بشر گذاشته شده، وسایل و ابزار کار فراوان است، عالیترین نمونه های صنعت، زیباترین مظاهرخلقت، از سنگریزه ها تا ستارگان، از سنگدلان جنایتکار تا دلهای شکسته یتیمان، از نمونه های ظلم و جنایت تا فرشتگان حق و عدالت، همه چیز و همه چیز در این دنیای رنگارنگ خلق شده است. انسان را به این بازیچه های خلقت مشغول کرده اند. هر کسی به شأن خود به چیزی می پردازد، ولی کسانی یافت می شوند که سوزی در دل و شوری در سر دارند که به این بازیچه راضی نمی شوند. این نمونه های زیبای خلقت را دوست دارند و می پرستند شهید دکتر مصطفی چمران


برچسبها: گفتار سودمند
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 5:36 توسط امور فرهنگی |

برچسب: نویسنده: حدیث فرهادی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 9:19

صفحه بندی