چطور دست از مقایسه خودمان با دیگران برداریم؟(فاطمه ناجی):احتمالاً برای شما هم پیش اومده که توی خیابون دوستی رو بعد سالها ببینید که تشکیل خانواده داده و خوشحال و راضی از زندگیش سوار ماشین گرون قیمتش میشه و صاحب یک کسبوکار بزرگه و تو درحالیکه ازش خداحافظی میکنی پیاده به سمت خونهای میری که کسی منتظرت نیست! یا همکلاسی دانشگاهتون که اتفاقاً در یک سال با مدرک یکسان فارغالتحصیل شدید، اما او بعد سالها در بهترین جایگاه شغلی قرار گرفته و تو در حالیکه چندین شغل عوض کردی و درعینحال بیکاری، از این خبر احساس رنجش کنی و از خودت بپرسی: «چرا من نه!»این واکنشها عجیب نیست و بر اساس مطالعات اخیر، بیش از 75 درصد از مردم گزارش کردند که در سال گذشته نسبت به کسی حسادت میکردند. مقایسه خود با دیگران احساس ناامیدی و اضطراب به همراه دارد، احساس که هیچ کمکی به شرایط و زندگی موردنظرتان نمیکند و صرفاً زمان و انرژی ارزشمندی را که میتوانست برای ایجاد یک شغل موفق صرف شود، از بین میبرد. مقایسهکردن خودمان با دیگران دردناک است، حقیقتی که بیشتر ما آن را تأیید میکنیم و در این گزارش به چرایی و راهحلهای ممکن برای مقایسهنکردن خود با دیگران، میپردازیم.—تیم تحقیقاتی در دانشگاه کالیفرنیا برکلی بررسی کرده که "افرادی که در جوامع خود، گروه همسالان یا در محل کار خود جایگاه پایینی داشتند، بیشتر از افسردگی، اضطراب مزمن و حتی بیماریهای قلبی عروقی رنج میبرند."نکته مهم دیگر این است که انسان ذاتاً و در ژن خود به دنبال احترام، موقعیت و جایگاه در گروههای اجتماعی خود میگردد دلیلی که احتمالاً به بقا در یک محیط قبیلهای کمک کرده است. اما ما اغلب سعی میکنیم این نیاز را با جستجوی پول، اعتبار و شهرت برطرف کنیم؛ ولی اینجا مشکلی وجود دارد و آن این است که مقایسه خود با دیگران نهتنها موقعیت یا احترام شما را افزایش نمیدهد؛ بلکه فقط اضطراب و ناامنی شما را هدف میگیرد.--ما بهعنوان انسان، از نظر اجتماعی به دنیای خود جهتگیری میکنیم، ارزشها، باورها و ادراک خود را بر اساس افراد اطراف خود شکل میدهیم و با نگاهکردن به آنچه که دیگران میبینند، دنیا را درک میکنیم و بهاینترتیب ما در این جامعه بشری پیچیده چند میلیاردنفری با نگاهکردن به اطرافیان و دیدن اینکه چگونه با هم مقایسه میشویم و با آنها همخوانی داریم تفسیر میشویم.به این صورت جامعه ما را مجبور میکند که خودمان را با آنچه "موفق" میداند مقایسه کنیم و چیزی که مطالعات نشان میدهد این است که مردم نمیخواهند در مورد معیارهایی که جامعه آنها را موفق میداند، زیر هنجارهای اجتماعی قرار بگیرند!بسیاری از مردم واقعاً خواهان اهدافی هستند که جامعه ترسیم کرده؛ اما حتی اگر همسر و خانه میخواهید، ایدهآلهای دستنیافتنی برای زندگی وجود دارد. عروسی شما هرگز بهاندازه چهرهها و شاهزادگان منحط نخواهد بود و خانه شما هرگز بهاندازه بیل گیتس توالت نخواهد داشت!—رسانههای اجتماعی همان بخشهایی از مغز شما را درگیر میکنند که مواد مخدر اعتیادآور هستند. متا، توییتر، تیکتاک و اینستاگرام صدها میلیارد دلار در سال صرف میکنند تا توانایی این برنامهها را در جذب زمان و توجه شما کامل کنند.در حالیکه رسانههای اجتماعی نباید سمی باشند، برای خیلی از ما استفادهنکردن از آن سخت و دشوار است و ازآنجاییکه بسیاری از رسانههای اجتماعی افرادی هستند که دستاوردهای خود را به اشتراک میگذارند، اجتناب از مقایسه خود با دیگران کار سختی است. احساس مقایسهکردن معمولاً از بخشی از شما ناشی میشود که احساس ناامنی و لرزان میکند. این بخش دنیای اطراف شما را اسکن و آنچه در مورد خودش باور دارد را دنبال میکند. اگر این بخش از شما فکر میکند که از همسالان خود عقبافتادهاید، همهجا شواهدی پیدا میکنید. وقتی خودتان را با کسی «بهتر» از خود مقایسه میکنید، احساسات ناامن شما را تقویت میکند و حتی اگر برای رهایی از این احساسات خود را با کسی «بدتر» از خود مقایسه کنید، ممکن است عزتنفس موقتی را افزایش دهید، اما همچنان ناامنی اساسی را تغذیه میکنید. مطالعات نشان میدهد که استفاده از رسانههای اجتماعی تمایل شما را به مقایسه خود با دیگران افزایش میدهد و به عزتنفس شما آسیب میرساند.—وقتی به دستاوردها، ظاهر خوب یا مهارت و زندگی دیگران حسادت میکنید در حال نگاهکردن به یک بعد از زندگی آنها هستید نه کل ابعاد زندگیشان. وقتی نسبت به کسی حسادت میکنید، ببینید میتوانید تشخیص دهید که او چه کشمکشها، رنجها، اضطرابها و دردهایی دارد که شما از آنها بیخبر هستید. در نهایت شما بسته کامل آنها را نمیشناسید، و اگر میدانستید، ممکن است آن را نخواهید.—وقتی خودتان را مقایسه میکنید، روی چیزهایی که کمبود دارید تمرکز میکنید و توجه شما به مهارتها، روابط و اعتباری است که فاقد آن هستید. قدردانی، تمرین قدرتمندی است چرا که بهجای تمرکز بر چیزهایی که کمبود دارید، به شما کمک میکند تا روی آنچه در حال حاضر دارید تمرکز کنید.--گاهی اوقات ما دورههایی را پشت سر میگذاریم که در آن احساس امنیت و رضایت زیادی میکنیم و نیازی به مقایسه خود با دیگران احساس نمیکنیم. اما این دوره موقت است و در مواقعی این احساس پررنگ میشود! مقایسه گذشته خود با الان میتواند به شما کمک کند تا ببینید چقدر رشد و پیشرفت کردهاید. نکته خندهدار در مورد مقایسهها این است که هرگز متوقف نمیشوند؛ زیرا همیشه افرادی جلوتر و پشت سر شما خواهند بود. مهم نیست چقدر پول در بیاورید، همیشه افراد ثروتمندتری پیدا خواهند شد.—وقتی گرفتار بازی مقایسهای میشوید، بهسختی میتوانید پیشرفتهای زندگیتان را ببینید و به سمت اهداف حرکت کنیدمرحله اقدام: هر بار که به چیزی میرسید که به آن افتخار میکنید، تاریخ و دستاوردش را یادداشت کنید و دفعه بعد که احساس ناراحتی کردید، فهرست برد و موفقیتهای خود را مطالعه کنید.—وقتی خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم، بهراحتی میتوانیم چیزهای خاص و قابلستایش خود را فراموش کنیم و میدانیم که تجربه احساسات مثبت در خلقوخو و سلامت ما تأثیرگذار است. تمرینهایی مثل به چه چیزی افتخار میکنید؟ چرا این باعث افتخار شماست؟ این حس را تقویت میکند.—معمولاً وقتی خودتان را با دیگران مقایسه میکنید، نتیجه این است که نسبت به خودتان احساس بدی دارید. اما اگر بتوانید از مقایسه بهعنوان الگو استفاده کنید چه؟--اگر بتوانید زمانی که خود را با دیگران مقایسه میکنید، احساسی که به شما میدهد و فرایند فکرکردن چگونه است را بهتر درک کنید، در این صورتبینش بیشتری در مورد اینکه چرا خود را مقایسه میکنید خواهید داشت و ممکن است بتوانید با این اطلاعات کاری انجام دهید. مقایسه خود با دیگران عزتنفس شما را از بین میبرد و این اضطراب را تشدید میکند که شما بهخوبی خودتان نیستید و اگر خود را با کسی که "شکست دادهاید" مقایسه کنید، این ممکن است عزت شما را افزایش دهد، اما به طور موقت تا مقایسه باخت بعدی.مقایسه، هویت شما را میدزدد، این را فراموش نکنید که شما فردی منحصربهفرد با استعدادها، علایق و ارزشهای خود هستید و اگر عمیقاً به درون خود بروید، هر آنچه از پدر و مادر و جامعه درباره موفقیت گفتهاند و زندگیهای عالی و زرق و برقداری که در رسانهها و سینما هستند را باور نکنید، متوجه این موضوع میشوید که چه کسی هستید و به چه چیزی اهمیت میدهید ؟ این یک کار دشوار و مادامالعمر است. اما ایجاد یک زندگی بر اساس انتظارات و خواستههای دیگران هرگز شما را برآورده نخواهد کرد. تنها راه رسیدن به یک زندگی رضایتبخش این است که کشف کنید که چه کسی هستید و چه میخواهید؟
برچسب:
نویسنده: حدیث فرهادی