گفتار سودمند
فهم مالکیت حقیقی در جهان:ما وقتی به این عالم آمدیم فقط یک جسم کوچک داشتیم. نه لباس، نه خانه، نه همسر و فرزند و نه ریاست. ما معتقدیم از اولی که به این عالم میآییم تا آخر عالم، هیچی از خودمان نداریم. اگر این را قبول کردیم، بُردیم. اولئک هم الفائزون. ما به معنی واقعی مالک هیچ چیز نیستیم. این امانتها چند روزی دست ماست. قرآن کریم در مورد مرگ میفرماید هر چه به شما دادیم، گذاشتید و آمدید. شهید چرا قیمت دارد؟ چون این تن که مال خدا بوده به خدا تحویل داده. تمام دستورات دینی تمرین است که ما از مالکیت خودمان دست برداریم. ما چشم داریم و اختیار داریم همه چیز ببینیم، ولی از مالکیت خود برای دیدن حرام صرف نظر میکنیم. شاید حدود ۳۰ درصد از مالکیت خود دست برمیداریم. در نماز، ما وقت خود را میدهیم به خدا. در خمس، یک پنجم از مال خود را به خدا میدهیم. البته نه وقت ما برای خودمان است و نه پولمان برای خودمان است! فکر میکنیم برای ماست. این دستورات تمرین است. تا اینکه به مرگ برسیم. در مرگ میآیند و این تَن را از ما میگیرند. حدیث عجیبی را صدوق نقل کردهاست: «وَ سُئِلَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع عَنِ الْمَوْتِ مَا هُوَ فَقَالَ هُوَ التَّصْدِيقُ بِمَا لَا يَكُون »؛ یک چیزی نیست و شما آن را باور میکنید! ما این تن نیستیم! این جسم نیستیم. در موقع مرگ این را باور میکنیم. #شهدا زود به این باور و تصدیق میرسند. اگر ما خودمان به این تصدیق رسیدیم، نه به زور، خوش به حالمان میشود.در قیامت، آخرین چیزی را که خیال میکنی هستی، از تو میگیرند. در قیامت دیگر هیچ کسی «مَنَم» ندارد. آخرین داشته و سرمایۀ آدمی جانش بود که آن را هم از او میگیرند و تازه میفهمد که یک خیال بوده. اگر کسی این مطلب را همین دنیا بفهمد، به بالاترین سلطنت میرسد. ما سایهای بیش نیستیم. همه چیز خداست. ۱۴ معصوم از همان لحظۀ اول این مطلب را فهمیدند.هر کسی مرد قیامت نیست. کسی مرد قیامت است که پی ببرد از خودش چیزی ندارد. به مالکیت الهی پی ببرد.کانال رسمی تلگرام آیت الله جاودان(حفظه الله)
كرامت انسان از نگاه قرآن:از نگاه قرآن, كرامت انسان به عنوان يك اصل آفرينش در نظر گرفته و كرامت در سرشت انسان تنيده شده است. خداوند متعال مى فرمايد: ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم, و آنان را در خشكى و دريا بر نشانديم, از چيزهاى پاكيزه روزى اشان داديم و آنان را بر بسيارى از آفريده هاى خود برترى آشكار داديم.(اسراء/ 70)اين آيه نگاه اصلى قرآن به انسان را مى نماياند, در اين آيه سخن از آفرينش انسان و امتيازات او بر ديگر موجودات است; از جمله اين امتيازات كه انسان بر غير خودش چيره گشته و موجودات ديگر را در اختيار خود گرفته است. مرحوم طبرسى درباره مفهوم آيه مى گويد: (يعنى آنان را به نطق, عقل, قدرت, تشخيص, چهره زيبا, قامت استوار, تدبير امر معاش و معاد, چيرگى آنان بر هر آنچه در زمين است و به اختيار گرفتن ديگر حيوانات, تكريم كرديم.. آزادى اعتقاد :نخستين چيزى كه در كرامت انسان مطرح مى شود, آزادى عقيده و انتخاب است. انسانى كه به پذيرش باورى اجبار شود, حتى اگر باور درستى هم باشد, كرامت وى سركوب شده است و شخصيت انسانى او مورد اهانت قرار گرفته است. به همين سبب از نگاه قرآنى انسان براى پذيرش باورى مجبور نيست و بايد در گزينش اعتقادى به اقناع دست پيدا كند. اين اقناع بايد در فضايى به دور از هر گونه جوّسازى و فشارهاى محسوس و نامحسوس باشد و پيامبران موظّف بودند تنها هر كدام از گزينه ها فرجام هر يك از آنها را براى مردم تبيين و تشريح كنند و موانع را كه فراروى انسان براى گزينش آگاهانه و آزادانه قرار دارد, كنار بزنند تا او بتواند آزادانه و آگاهانه, شخصيت انسانى خود را پاس دارد و كرامت خود را زير پا نگذارد. تعبيرى كه در قرآن از پيامبران به عنوان مبشران و منذران وجود دارد, تبيين طرق كه خداوند آن را به خود نسبت مى دهد (انسان/ 3) تا انسا ن ها با گزينش خود شكور و كفور بودن خودشان را تثبيت كنند, اينكه خداوند به طور قاطع در برابر انديشه (چيرگى پيامبران بر هدايت انسان ها) مقاومت مى كند و آن را بيرون از دايره وظيفه آنان مى شمارد, در همين جهت معنا پيدا مى كند. خداوند در خطاب به پيامبر اسلام مى فرمايد: پس تذكّر بده كه تو تنها تذكر دهنده اى, بر آنان چيره نيستى (غايشه/ 21 ـ 22). حتى خداوند در برابر شدت علاقه پيامبر اكرم(ص) به هدايت جامعه مى ايستد و آن را غير لازم مى شمارد و مى گويد: شايد اگر به اين سخن ايمان نياورند, تو از اندوه جان خود را در پيگيرى كارشان تباه كنى)(كهف/6) قرآن هدايت را امرى انتخابى با پس زمينه هاى خاص خود كه در هر كس وجود دارد, مى داند و آن را الزاماً در پيوند باعلاقه و تمايل پيامبران نمى داند و تصريح مى كند كه: در حقيقت, تو هر كسى را كه دوست دارى, نمى توانى راهنمايى كنى, ليكن خداست كه هر كه را بخواهد راهنمايى مى كند, و او به راه يافتگان داناتر است (قصص/56)..نفى تحميق :ييكى از روش هاى ديگر قرآن براى ارج گزارى به كرامت انسان و حفظ شخصيت انسانى, نفى تحميق از زندگى بشر است. قرآن بين كرامت و شخصت انسان با تقليد و پذيرش بى چون و چرا منافات مى بيند و به همين دليل, همواره به تدبّر, تفكّر, تعقّل, دانش و فهم سفارش مى كند. از انسان مى خواهد كه با نگرش به محيط زندگى خودش و طبيعت موجود كه از آن به عنوان آيه و نشانه ياد مى كند, خردورزى و انتخاب گرى خودش را رشد بدهد و آگاهى و تدبير را بر زندگى اش حاكم كند.
مومن کیست؟: “هفت خصلت مومن از زبان دلنشین مولایمان امیر مومنان علی علیه السلام”مومن کسی است که: ۱- کسبش حلال است. 2- اخلاقش مهربان و رئوف است. 3- قلبش سالم از کینه و کدورت است. ۴- زیادی مالش را انفاق کند. 5- زیادی سخنش را نگه می دارد. ۶- مردم از شرّش در امان باشند و به خیرش امیدوار. ۷- و او از خود درباره دیگران انصاف می دهد. نصایح صفحۀ ۲۸۱
رابطۀ عمل و ایمان :محمد بن مسلم گفت که از امام صادق علیهالسلام پرسیدم که عمل جزئی از ایمان است؟ امام فرمودند: «بلی؛ ایمانی وجود ندارد مگر به عمل و عمل جزئی از ایمان است و ایمان مستقر و ثابت نمیشود مگر به عمل.»ایمان اگر باشد، آدم عمل میکند و هر چه ایمان بیشتر باشد، عمل بیشتر و بهتر میشود. اگر ایمان ثابت و مستحکم شود، فرد در مقابل حوادث روزگار تکان نمیخورد و تنها در این صورت است که میتواند ایمان را در لحظۀ مرگ به آن طرف عالم ببرد. شیطان در لحظۀ مرگ تمام قدرت خود را بکار میگیرد. لحظۀ مرگ برای ما که میبینیم شاید چند دقیقه بیشتر نباشد اما برای میت شاید یک سال طول بکشد. در آن یک سال شیطان تمام تلاش خود را میکند. اگر ایمان مستحکم باشد، شیطان زورش نمیرسد.
مرحوم کافی نقل می کرد که شبی خواب بودم که نیمه های شب صدای در خانه ام بلند شد از پنجره طبقه دوم از مردی که آمده بود به در خانه ام پرسیدم که چه میخواهد؛ گفت که فردا چکی دارد و آبرویش در خطر است.میخواست کمکش کنم.
لباس مناسب پوشیدم و به سمت در خانه رفتم، در حین پایین آمدن از پله ها فقط در ذهن خودم گفتم: با خودت چکار کردی؟ نه آسایش داری و نه خواب و خوراک؛ همین.رفتم با روی خوش با آن مرد حرف زدم و کارش را هم راه انداختم و آمدم خوابیدم.همان شب حضرت حجه بن الحسن (عج) را خواب دیدم. فرمود: شیخ احمد ! حالا دیگر غر میزنی؟ اگر ناراحتی حواله کنیم مردم بروند سراغ شخص دیگری؟آنجا بود که فهمیدم که خداوند و امام زمان چه لطف و محبت و عنایتی به من دارند.
دستورالعملی برای نمازخوان کردن فرزند:از علامه طباطبایی نقل شده است : اگر فرزندی نماز نمی خواند ، خرمایی را بردارید و آنچه كه در ایات قرآن ، در آن امر به صلوات ( منظور نماز است ) ، به خرما بدمید و به فرزند داده تا بخورد و ان شا الله ، فرزند آرام آرام نماز گزارخواهد شد کانال تذکرة الاولیاء
اگر برای فرزندتان مشکلی پیش آمده بخوانید :از شیخ مرتضى انصارى ، نقل شده است : اگر براى فرزند مشکلی به وجود آمد (هر مشكلى) ، پدر فرزند ، فقط در شب دوشنبه ، ٢ركعت نماز بخواند و در ركعت اول بعد از حمد ١٣ بار سوره الهكم التكاثر و در كعت دوم بعد ازحمد ، ١١ بارسوره الهم التكاثر را بخواند و بعد به سجده رفته و ١٠٠ بار صلوات به روح پیامبر اکرم بفرستد ؛ اگر ان شاء الله مشكلش حل شد ، ٤٠٠ بار دیگر نیز صلوات بفرستد. کانال تذکرة الاولیاء
وسیله ای برای رسیدن به هر حاجتی:زیاد دعا کنید، زیرا دعا کلید بخشش خدا و وسیله ی رسیدن به هر حاجتی است. نعمت ها و مقاماتی نزد پروردگار است که جز با دعا نمی توان به آن رسید، و بدان که هر دری را بکوبی عاقبت گشوده شود
وسیله ای برای رسیدن به هر حاجتی ،از پیامبر(صلی الله علیه و آله) سوال شد: آیا با خدا آهسته مناجات کنیم یا با صدای بلند؟ این آیه در پاسخ آن نازل شد. درست است که انسان به وسیله ی دعا به برخی از حاجات خود نایل می شود، ولی هدف اصلی از دعا عبودیت و یاد خداست.کانال استاد بهرامپور
حکایتی کوتاه برای موفقیت در امور مادی و معنوی :حکیم بزرگ ژاپنی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود...
مردی به او نزدیک شد و گفت:مرا به شاگردی بپذیر!حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا!سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم!و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.حکیم، خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت: حالا کوتاه شد! این حکایت، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد: نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند. به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده.با کوتاه کردن دیگران ما بلند نمی شویم و برعکس ، بازتاب رفتار ما باعث کوتاهی مان می شود.و به قول شمس تبریزی:هر مشکل که شود, از خود گله کن که این مشکل از من است.مولانا هم در غزلی این مفهوم را بیان می فرمایند:ماییم مست و سرگران فارغ ز کار دیگران- عالم اگر برهم رود عشق تو را بادا بقا یعنی ما کاری به نظر دیگران در مورد خودمان نداریم و اگر دنیا هم به هم بریزد, کار خودمان و هدف خود را دنبال می کنیم و امور بیرونی ما را کنترل نمی کنند.
هشدارهای مکرر آیت الله بهجت(ره) دربارۀ بیتفاوتی نسبت به مظلومین سایر ملتها :اگر برای رفع بلای دیگران دعا نکنیم، همان بلاها بر سر ما هم میآیداگر بیتفاوت باشیم و برای رفع گرفتاریها و بلاهایی که اهل ایمان بدان مبتلا هستند دعا نکنیم، آن بلاها به ما هم نزدیک خواهد بود؛ چه قدر رحمت خداوند شامل کسانی است که بیتفاوت نباشند و برای رفع این همه ابتلائات و بلاهایی که برای مسلمانان و بر اهل ایمان وارد میشود، گریه و تضرع و ابتهال کنند! خداوند می فرماید:ای کاش آن هنگام که گرفتاریی از جانب ما به سوی آنان میآمد تضرع و زاری میکردند»(در محضر بهجت، ج۱، ص۹۷)