1 1
به هرکس علی را بدهیم خیر کثیر داده ایم:امیر مومنان و ائمه معصومین نمونه های کامل و جامع صاحبان حکمت و مصداق بارز و تمام عیار خیر کثیر هستند و پر واضح است که تصدی امامت امت و بر عهده گرفتن ماموریت خطیر هدایت ظاهری و باطنی شایسته دارندگان حکمت و برخورداران از خیر کثیر است ،حکمت آمیخته با مفهوم علم شده است اما حکمت معنایی فراتر از علم دارد. حکمت همانند علم فقط ناظر به صورت های ذهنی نیست، بلکه حکمت در عمل و درباره افعال ما در عالم خارج هم بکار می رود.در تعریف حکمت گفته اند شناخت حقائق عالم به همان صورت که هستند. شاید همین تعریف کافی باشد برای مقام و ارزش حکمت.ما انسان ها چه متوجه باشیم و چه نباشیم به دنبال شناخت حقائق عالمیم، اما گاهی غافل می شویم از نقصان عقل و فکر خودمان، و غافل می شویم از اینکه برای رسیدن به حقیقت بهتر است به سراغ سازنده حقائق برویم.خداوند می فرماید:«خدا فيض حكمت را به هر كه خواهد عطا كند و هر كه را به حكمت و دانش رسانند، درباره او مرحمت و عنايت بسيار كردهاند و اين حقيقت را جز خردمندان متذكر نشوند.»چه می شود اگر خداوند حکمت را یعنی حقائق عالم را به ما نشان بدهد؟ آیا بالاتر از این کرامت و بخشش داریم؟در منابع روایی ما در ضمن احادیثی بر اهميت و عظمت حكمت تأكيد شده و مؤمنان را به جستجوى آن فرا مىخوانند. معروفترين اين احاديث، آن را گمشده و مطلوب مؤمن قلمداد كرده و بر آناند كه مؤمن آن را هر جا يافت بايد آن را بدست آورد.نمونهاى از اين احاديث را در زير مىتوان ديد:امام على (ع): حكمت گمشده مؤمن است پس آن را گرچه از منافقان فراگيريد.با توجه به این بیان نسبت به حکمت، اگر کسی بخواهد در راه ایمان قدم بردارد، باید حکمت را دریابد و به دنبال مصادیق حکمت باشد. اما آیا احادیث مصادیقی برای حکمت معرفی کرده اند؟در برخی روایات وارد شده که منظور از خیر کثیر معرفت و شناخت امیر مومنان( ع)و امامان معصوم است : بنا بر بیان این روایات امیر مومنان و ائمه معصومین نمونه های کامل و جامع صاحبان حکمت و مصداق بارز و تمام عیار خیر کثیر هستند و پر واضح است که تصدی امامت امت و بر عهده گرفتن ماموریت خطیر هدایت ظاهری و باطنی شایسته دارندگان حکمت و برخورداران از خیر کثیر است نه محرومان از حکمت و بی بهره گان ازهر گونه خیرو کمال وفضیلت .پس هرکس به خیر کثیر یعنی علی (ع)متصل شود، به حکمت هم دست پیدا کرده و هرکس از علی و اولاد او فاصله بگیرد به همان اندازه از حکمت و بالتبع خیر کثیر باز مانده است.شاید بتوان نتیجه گرفت که هرکس حمکت می خواهد یعنی می خواهد حقائق عالم را بشناسد تا بتواند از این رهگذر به سعادت برسد، باید دنباله روی علی (ع)و سائر معصومین باشد. یعنی وقتی خداوند می فرماید من به هر کس حکمت بدهم خیر کثیر داده ام،، در حقیقت یعنی من به هر کس علی را بدهم به او خیر کثیر داده ام. البته این احتمال بعید نیست چرا که پیامبر فرمودند: الحق مع علی و علی مع الحق،.منابع:پرسمان دانشجویی/دانشنامه اسلامی
جمله ای تهدید آمیز از امام علی (ع):ممکن است ما از فقر و نداری گلایه و شکایت کنیم، خدای ناکرده گیر یک مرض لاعلاج و مشکلات حادتری بیافتیم، که بگوییم: خدایا همان فقر برایم بهتر بودسعدی یک داستان خوبی دارد می گوید: کسی جوراب نداشت، کفش نداشت، ناله می زد، نوحه می زد این چه وضعی است؟! خدایا نداشتی چرا خلق کردی؟ یک روز د دید یک نفر دو پا ندارد. به سجده افتاد و گفت: خدایا من اشتباه کردم! دخیل تو هستم! اگر من کفش ندارم، یا جوراب ندارم، یا شب عید چهار تا چیز ندارم، اما هزارها چیز دیگر دارم.یک جمله ی تهدید آمیزی در کلمات قصار مولا امیرالمؤمنین (ع) است که می فرماید: کسی که در بلاهای کوچک صبوری نکند، ناشکری کند، ممکن است خدا او را به بلاهای بزرگتری گرفتار کند. ممکن است ما از فقر و نداری گلایه و شکایت کنیم، خدای ناکرده گیر یک مرض لاعلاج و مشکلات حادتری بیافتیم، که بگوییم: خدایا همان فقر برایم بهتر بود. نمی گوییم مشکلات نیست، مشکلات هست، اما نکته ای که خیلی مهم است در این هیاهوی مشکلات مدنظر داشته باشیم این است که با خدا گلایه نداشته باشیم، با خدا قهر نکنیم. با اهل بیت قهر نکنیم، آنچه را که داریم شکرگزار و قدردان باشیم تا «لأَزیدَنَّکم» نعمت ها برایمان زیاد شوند.آیا داده هایی که خدا داده است را درست مصرف کرده ایم؟، شکرگزارش بوده ایم که دنبال بقیه اش هستیم؟ این واقعاً خطری است که حضرت امیر می فرماید؛ اگر ابتلائات کوچک را کسی بزرگ جلوه بدهد، خدا او را به بلای بزرگ مبتلا می کند که قدر آن عافیت را بداند. مثل اینکه یک پشه و مگس به ما حمله کرده، ما مرتب ناشکری می کنیم این چه وضعی است؟ خدا چرا پشه و مگس را خلق کرده است؟ بعد ممکن است گرفتار گرگی شویم که آرزو کنیم که ای کاش همان هزار هزار پشه بود گرفتار این گرگ و بلای بزرگ نمی شدیم؛ قدر عافیت را بدانیم. بیانات حجت الاسلام فرحزادی؛ برنامه سمت خدا
امكان حیات در سیارات:ظاهر برخى از آيات قرآن به حيات در كرات ديگر اشاره دارد؛ مثلاً در آيه 29 سوره «شورى» مى فرمايد: و از نشانه هاى او است آفرينش آسمان ها و زمين و آنچه از جنبندگان در آن دو پراكنده ساخته است . چنان كه مشاهده مى شود، در اين آيه يكى از نشانه هاى خداوند، آفرينش و پراكندن جانداران در زمين و آسمان ها قلمداد شده است.اطلاعات دقيق و كامل پيرامون چگونگي اين موجودات و تكليف مندي و سرنوشت نهايي شان در دست نيست .طبق روايات، مخلوقاتي در كرات ديگر نيز وجود دارند؛ و اهل بيت(ع) بر آنها نيز حجّت هستند.امام صادق (ع) فرمودند: براي خداي عزّ و جلّ دوازده هزار عالم است كه هر كدام آنها بزرگتر از هفت آسمان و هفت زمين مي باشد. هيچكدام از (اهل) اين عوالم براي خدا عالمي غير از عالم خودشان نمي بينند و من حجّت هستم براي همه ي اين عالمها.» (بحارالأنوار ، ج27 ، ص41 )عجلان گويد از امام صادق (ع) درباره ي قبّه و گنبد حضرت آدم (ع) سوال كرده و گفتم: آيا گنبد حضرت آدم (ع) همين است (همين آسمان بالاي سر ماست؟) فرمودند: بلي و براي خدا گنبدهاي فراوان ديگري است. همانا پشت اين مغرب شما سي و نه مغرب است. زميني است سفيد و انباشته از خلق كه از ما نور مي گيرند و چشم بر هم زدني خدا را عصيان نمي كنند و نمي دانند كه آيا خدا آدمي خلق نموده يا نه.» (بحارالأنوار ، ج 27 ، ص45)اميرالمومنين (عليه السلام) فرمودند: پشت قاف عالمي است كه جز من به آن نمي رسد و من محيط هستم به فراتر از آن و علم من به آن مانند علم من است به اين دنياي شما و منم نگهبان و شاهد بر آن عالم و اگر بخواهم به سرعت جواب دهم دنيا را تماماً و آسمانها و زمينهاي هفتگانه را در كمتر از چشم بر هم زدني مي توانم ؛ به خاطر اسم عظمي كه نزد من است و منم آيه عظماي خدا و معجزه ي باهر.» (بحارالأنوار، ج54 ، ص336)ابن عباس در مورد آيه « وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » گفت: هفت زمين است و در هر زمينى پيغمبري است چون پيغمبر شما، آدمى چون آدم شما، نوحى چون نوح شما، ابراهيمى چون ابراهيم شما، و عيسايي چون عيساى شما» (بحار الأنوار، ج 57،ص92)جناب ابن عباس نفرموده كه اين كلام را از چه كسي نقل مي كند؛ امّا بعيد است از خودش باشد منبع : پرسمان دانشجویی
تأثیر حجاب بر سلامت روان و استحکام خانواده:بیشک حجاب از احکام قطعی اسلام است که در قرآن و روایات بر آن تأکید شده و در سیرۀ معصومان نیز بسیار اهمیت داشته است. حجاب پوشش فاخر است که با آن شخصیت و قداست زن حفظ میشود، البته حجاب فقط پوشش نیست و در نحوۀ لباس پوشیدن خلاصه نمیشود.حجاب ابعاد مختلفی دارد که یکی از آنها رعایت پوشش اسلامی است، اما دامنۀ حجاب وسیع است و زن مسلمان میکوشد از هرگونه حرکت سبک و محرکی دوری کند. خداوند در قرآن به زنان پیامبر(ص) میفرماید: در سخن گفتن چنان به نرمی سخن نگویید که آن کس که در دلش مرض است به شما طمع کند. بنابراین حجاب شامل رعایت پوشش، حرکات، سخن گفتن و هرگونه رفتار تحریک آمیز میشود. اگر گوهر عفاف در وجود کسی باشد همۀ این امور را رعایت میکند.رعایت حجاب حکم خداست. به همان دلیل که باید نماز بخواند و روزه بگیرد و از مال حرام اجتناب کند، حجاب را هم باید رعایت کند. یک مسلمان همان طور که به نماز و روزه و دیگر احکام شریعت ملتزم است به حجاب هم ملتزم است و فرقی بین آنها نیست. ارزش غایی در اینجا عفت و پاکدامنی است و حجاب راه حفظ عفت است، البته فواید و برکات فردی و اجتماعی حجاب بسیار است .حجاب در مصونیت زن، سلامت روانی و آرامش افراد و استحکام خانواده نقش مهمی دارد. حجاب تنها تکلیف زن مسلمان نیست، بلکه یکی از تکالیف است. شاخصۀ یک بانوی مسلمان فقط رعایت حجاب نیست، بلکه در کنار آن باید به دیگر فضائل اخلاقی و معنوی هم متخلق باشد و بکوشد از رذایل اخلاقی مثل حسد، کینه، بخل، حرص، تجمل، دنیاطلبی، چشم و هم چشمی و غیبت هم اجتناب کند.بی شک فاطمۀ زهرا(س) نمونۀ اعلای حجاب و عفاف بود، اما این تنها فضیلت آن حضرت نبود. او مثَل اعلای همۀ فضائل بود، از جمله عفاف. گاهی دیده میشود تا وقتی سخن از حضرت زهرا(س) طرح میشود فقط به حجاب او توجه میشود. بارها دیدهایم وقتی گزارشگران از بانوان و دختران دربارۀ حضرت زهرا(س) سؤال میکنند، آنها در جواب میگویند که ایشان الگوی ماست و ما باید از ایشان حجاب را بیاموزیم. گویی فضایل و کمالات آن حضرت در حجاب خلاصه میشود. این تفکر موجب میشود که به فضایل و ارزشهای اخلاقی و معنوی دیگر توجه نشود و شخص فکر کند که همین که حجاب داشت او پیرو آن حضرت است و همین کافی است. این رویکرد درستی نیست. این تفکر از لوازم همان مقدس مآبی غلط است.حجاب یکی از ارزشهای والا است، نه همۀ آنها و با رعایت حجاب سایر ارزشها لزوماً تحقق پیدا نمیکنند، بلکه برای هر فضیلتی باید کوشید و آن را به دست آورد. حضرت زهرا(س) همان طور که در حجاب و عبادت الگو و سرآمد بود، در انفاق و سخاوت هم سرآمد بود، به طوری که هر آنچه برای افطارش داشت به نیازمند بخشید و طبق نقلی در شب عروسی پیراهن عروسی اش را به سائل داد و خود جامۀ کهنهاش را به تن کرد و همۀ فضایل دیگر.صرف داشتن حجاب کافی نیست برای الگو شدن، فضایل دیگر را نیز باید داشت؛ چنان که صرف انجام واجبات و مستحبات عبادی کافی نیست برای وارسته بودن، بلکه فضایل دیگر همچون صداقت و امانت هم ضروری است. امیرمؤمنان علی(ع) از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده است که فرمود: به بسیاری نماز و روزه و زیادی حج و کارهای نیک و نالۀ شبانۀ افراد ننگرید، بلکه به راستگفتاری و امانتداری آنها بنگرید. محمد فنایی اشکوری
حکایت پند آموز کوتاه پدر:چوپانى پدر خردمندى داشت. روزى به پدر گفت: اى پدر دانا و خردمند! به من آن گونه كه از پيروان آزموده انتظار مى رود يك پند بياموز! پدر خردمند چوپان گفت: به مردم نيكى كن، ولى به اندازه، نه به حدى كه طرف را لوس كند و مغرور و خيره سر نمايد
برچسب:
نویسنده: حدیث فرهادی