خرید بک لینک

1 1                       

آسیب شناسی بی دینی افراطی و دینداری منحرفانه :امروزه جهان بشریت و انسانها را به دو شیوه، دارند به تباهی میکشانند: ۱- به وسیلۀ فساد، لذتجویی و هرزگی ۲-نقطۀ مقابل هرزگی؛ یعنی با دینداریهای منحرفانه یا به وسیلۀ افراطیگری تحت پوشش دینداری، که بر اساس آن، هزاران جوان را اینگونه تربیت میکنند که به خودشان بمب ببندند و مردم بیدفاع شیعه و سنی را بکشند. حتی وقتی به آنها گفته میشود قربانیان شما بیگناه هستند در پاسخ میگویند: «اشکالی ندارد، اگر بیگناه باشند به بهشت خواهند رفت! ما باید وظیفۀ خود را انجام دهیم!»هر یک از این دو شیوهای که برای به تباهی کشیدن حیات بشر اتخاذ کردهاند، شیوۀ دیگر را تقویت میکند؛ به این صورت که بیبندوباریِ افراد هرزه را به عدهای از متدینینِ منحرف نشان میدهند، و آنها را در دیانت منحرفانۀ خودشان تقویت میکنند. و از سوی دیگر، منحرفین متدین و جنایتهای ناشی از افراطیگری تحت پوشش دینداری را به افراد هرزه نشان میدهند و آنها را در هرزگیِ خودشان تقویت میکنند.جهان و منطقهای که در آن زندگی میکنیم، گرفتار این دو گروه شده که مانند دو لبۀ قیچی عمل میکنند و اختیارش هم در دست ابلیس و بعد از ابلیس، در دست جریانات صهیونیستی و مستکبران عالم است. در این میانه باید چهکار کنیم؟ با کدام گروه باید کنار آمد و مماشات کرد؟اگر با هرزگی مماشات کنیم، نقطۀ مقابلش که نوعی افراطیگری در دینداری است ایجاد خواهد شد. البته خودِ دینداری نمیتواند افراطی شود، بلکه اینها خودشان آدمهای افراطیای هستند که میخواهند افراطیگری خود را با دین توجیه کنند. لذا باید نام آنرا «افراطیگری تحت پوشش دینداری» گذاشت.

«افراطیگری در هرزگی» و «افراطیگری تحت پوشش دین» هر یک به نوعی «نسلکشی» میکنند؛

افراطیگری در لذتجویی چگونه نسلکشی میکند؟به این صورت که باعث میشود تعداد زاد و ولد کاهش پیدا کند کما اینکه در برخی کشورها (مثل کشورهای اروپایی) میبینیم. و این مسأله به حدّی جدی است که طبق برخی آمارها تا چندین سال دیگر، تعداد اروپاییهای اصیل که هم پدر و هم مادرشان اروپایی باشند، تقریباً به صفر خواهد رسید.

از سوی دیگر «افراطیگری تحت پوشش دین» هم نسلکشی میکند و میبینید که چقدر راحت آدم میکشند، سر میبرند، بمبگذاری میکنند و با افتخار هم اعلام میکنند که «ما تا به حال چند هزار عملیات انتحاری را سازماندهی کردهایم!»

دیگر دینداری واقعاً جدّی شده است و اصلاً یک مسألۀ تعارفی نیست. باید تکلیف دینداری خودمان را روشن کنیم و این مثل «نان شب» واجب است. نجات دادن جامعۀ خودمان و جامعۀ بشری در زمرۀ اوجب واجبات قرار گرفته و بیاعتنایی به این مسأله واقعاً خیانت است. هر کسی در زندگی فردی خودش به موضوع دین و نجات حیات بشر بیاعتنایی کند، در واقع خیانت کرده است؛ چون این قیچیِ دولبه («افراطیگری در هرزگی» و «افراطیگری تحت پوشش دین») دارد حیات بشر را نابود میکند و این قیچی دست کسانی است که دوست دارند مردم بیتفاوت باشند و البته بعدها یا سر تمام این بیتفاوتها را نیز خواهند برید یا آنها را به بردگی خواهند کشید. لذا به عنوان یک ضرورت باید به این موضوع پرداخت؛ امروز انتخاب دینداری در زندگی، به میلِ من و شما نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی شده است.ما آخرین دوندۀ یک دوِ امدادی هستیم که اولین دوندۀ آن امام حسین علیه السلام بوده و حالا عَلَمش به دست ما رسیده/ وقتی داریم به «خطِ پایان» میرسیم، باید بیشترین توان خود را صرف کنیمدر شرایطی که داریم به آخر خط میرسیم، باید بیشترین توان خود را صرف کنیم. مانند دوندههایی که وقتی به خط پایان نزدیک میشوند نهایتِ توان خود را صرف میکنند تا بهترین نتیجه را بگیرند. ما در مقام تشبیه مانند دوندهای هستیم که در دور آخر دوِ امداری قرار داریم و دوندههای همتیمی ما، تلاش خود را کردهاند و چوب را به دست ما رساندهاند و حالا نوبت ما است که باید بیشترین توان خود را صرف کنیم تا حاصل تلاش همۀ گذشتگان را به ثمر برسانیم و تیم خود را برنده کنیم.اولین دوندۀ این دوِ امدادی اباعبدالله الحسین علیه السلام بوده است که عَلَم را به حضرت زینب سلام الله علیها سپرد و این عَلَم امروز به دستِ ما رسیده است و ما هم به خط پایان نزدیک شدهایم؛ پیروزی ما در این میدانِ بزرگ، به معنای تقدیر از تلاش همۀ دوندههای بزرگی است که این عَلَم را به دست ما رساندهاند و کمگذاشتنِ ما در این عرصه، به معنای بیاعتنایی به زحمات این بزرگان است.ابلیس و نظام کفر و استکبار در آخرالزمان، تمام زورِ خود را میزنند، و ما هم باید تمام زور خود را بزنیم.خطری که زمانه مارا تهدید می کند:حساسیتِ دورۀ ما حتی مثل دوران دفاع مقدس هم نیست، بلکه خیلی حساستر از آن دوران است. خطری که در دوران دفاع مقدس ما را تهدید میکرد این بود که در نهایت ما را دچار مرگِ با سر و صدا میکرد اما اگر با خطری که امروز ما را تهدید میکند مقابله نکنیم، ما را دچار مرگِ خاموش خواهد کرد؛ شبیه مرگ در اثر گازگرفتگی در منزل. البته مقابله با این تهدید، سختتر است. انسان به این سادگیها نمیتواند سبک زندگی خودش را از افراطیگری در هرزگی و لذتبری و هوای نفسطلبی یا افراطیگری تحت پوشش دینداری نجات بدهد. چون صراط مستقیم، راهی است که مانند پل صراط باریک و بُرنده است. (امام صادق(ع): «صراط، از مو و لبۀ شمشیر باریکتر است؛ الصِّرَاطُ أَدَقُ مِنَ الشَّعْرِ وَ مِنْ حَدِّ السَّیْف »؛ الزهد/ص90                   منبع: سخنرانی استاد پناهیان

قناعت گنجی که تمامی ندارد :همانطور که گنج و ثروت انسان را از سائر افراد جامعه بی نیاز می کند قناعت پیشگی هم فرد را از طوق بندگی همه انسان ها رها کرده و او را بی نیاز از خلق می کند و به عزت کرامت و انسانی را معنا می بخشد.

افراد زیاده خواه را اگر دیده باشید هیچگاه آرامش و آسایش ندارند و برای پیشبرد اهداف زیاده خواهانه خودشان حاضر به انجام هر کاری می شوند. در تاریخ زیادند انسان هایی که آبرو و عزت خودشان را در ازای مبلغی پول معاوضه کردند.

اگر بدنبال عزت و سربلندی و آرامش در دنیا هستید قناعت بهترین انتخاب است. قناعت گنجی تمام نشدنی و ثروتی بی پایان است.قناعت در لغت اکتفاء کردن به مقدار ناچیزی از وسایل زندگی و در اخلاق قناعت ضد صفت حرص است. ملکه ای (صفتی که در جان انسان رسوخ کرده و تثبیت شده است) که باعث میشود که آدمی به قدر حاجت و ضرورت اکتفا کند و برای کسب مال زیاد، زحمت نکشد. قناعت از جمله صفات نیکوست که بسیاری از فضائل به آن منوط میشود بلکه راحت دنیا و آخرت به آن مربوط میگردد.مقوله آرامش و آسایش یکی از مهم ترین نیاز های هر انسانی است. اگر انسان به آرامش دست پیدا نکند تمام دنیا را هم که در اختیار داشته باشد لذت نمی برد. اما شاید در اطراف خود دیده باشیم کسانی را که آرامش را در جمع کردن مال دنیا و غرق شدن در پول و ثروت و مقام و لذت های دیگر دنیا جست و جو می کنند. غافل از اینکه آرامش در قناعت است. امیر المومنین درباره این موضوع می فرمایند:و هر كس بر آن چه به او روزى شده، بسنده كند، به آسايش رسيده و در ميان آرامش فرود آمده است .»یعنی شخص قانع از غم دنيا خواهى و جذب شدن به اهل دنيا آسوده شده ، و در آرامش فرود آمده و بستر آرامش را پناه و مرجع خود قرار داده است .رسول گرامى اسلام (ص) فرمود: قناعت گنجى است که فانى نمى شود». همچنین پیامبر در حدیث دیگری فرمودند: قناعت مالى است که تمام نمى شود. روزی بزرگی به مسجد رفت تا نماز بخواند، در آن مسجد کودکان مشغول کتابت بودند. وقت نان خوردن آنها بود و با هم نان می خور دند .دو کودک، نزدیک آن بزرگ نشسته بودند، یکی پسر ثروتمندی بود و دیگری فرزند فقیری .پسر ثروتمند مقداری حلوا داشت و پسر فقیر ، مقداری نان خشک، پسر ثروتمند حلوا می خورد و پسر فقیر از او حلوا می خواست .پسر ثروتمند به پسر فقیر گفت: اگر حلوا می خواهی باید سگ من باشی . و او قبول کرد.پسر ثروتمند گفت : پس صدای سگ در آور ! آن بیچاره ، صدای سگ در آورد و او مقداری حلوا پیش پسر فقیر انداخت . و این کار چند بار تکرار شد .مرد به آنها نگاه می کرد و می گریست ! مریدان از او پرسیدند : برای چه گریانی ؟گفت: نگاه کنید که طمع چه بر سر مردم می آورد ، اگر آن پسر فقیر به همان نان خشک قناعت می کرد و به حلوای آن پسر طمع نمی ورزید ، هرگز سگ فردی همانند خود نمی شد.قناعت فاکتور مهمی در سعادت و عزت هر انسانی است اما نباید قناعت را با تنبلی و کم کاری یکی کرد. یعنی آن کسی که کار نمی کند و تلاش برای بهبود شرائط زندگی خود ندارد قانع نیست بلکه بی عرضه است.پس برای اینکه عزتتان لکه دار نشود و بدون نیاز به انسان های دیگر در آرامش زندگی کنید، قناعت را دریابید.   منابع:ویکی پرسش/منبرک

این پنج مورد ولیمه دارد:امام کاظم(ع) از پیامبر(ص) روایت کرد که فرمود: ولیمه دادن مستحب نیست مگر در پنج مورد: در ازدواج و تولد فرزند و ختنه کردن و خریدن منزل و برگشتن از مکه.                  من لا یحضره الفقیه، ج3، ص402

ﺁﺭﺍمش ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ:ﻣُﺸﮏ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ:ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ، ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ، ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ.گفت :ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺍﻡ،ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺍﻡ!ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺸﯽ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ...

زیاده خواهی عامل اصلی ظلم در جهان است:ظلم به معنی سب حقوق دیگران است و زمانی که من حقی دارم و تو آن را ضایع می کنی و می گیری، با این کار حق مرا در زندگی و کار و اعتقاد گرفته ای.ستمدیده و مظلوم در حالتی از افسردگی و سرخوردگی به سر می برد؛ چرا که حقش ضایع شده و نمی تواند آن را بازگرداند.چرا ظالم ظلم می کند؟ هر ظلمی دلیلی دارد و یکی از آن ها، زیاده طلبی است و فرد تلاش می کند که همه چیز را برای خود داشته باشد، پس به ظلم روی می آورد و به حقوق دیگران تعرض می کند.شخص ظالم یک قدرتی دارد و با آن به دیگران ظلم می کند و گمان می کند به خاطر قدرت و اینکه مردم در برابر ظلم او رام هستند، هیچ کس نمی تواند جلوی او را بگیرد.قرآن کریم و شریعت های آسمانی با بدی از ظلم یاد می کنند و اصطلاح حقوق و وظایف اینگونه معنی می شود که من حقوقم را بشناسم و ظلم نکنم و تو هم حقوقت را بشناسی و ظلم نکنی.ظلم اختصاص به مکان معینی ندارد، گاهی ظلم در خانواده صورت می گیرد و گاهی در سر کار و گاهی در موقعیت های سیاسی، اقتصادی یا اداری انجام می گیرد.       حجت الاسلام و المسلمین سید احمد صافی

کدام بیمار را مسیح علیه السلام هم نتوانست شفا دهد؟ :حضرت عیسی بن مریم (علیهما السلام) فرمودند:من بیماران را مداوا کردم و به اذن خداوند شفایشان دادم. کور مادرزاد را به اذن خدا بینا کردم. مردگان را به اذن خدا زنده کردم. ولی وقتی می خواستم شخص احمق را معالجه کنم نتوانستم او را اصلاح گردانم.پرسیدند: #احمق کیست؟حضرت عیسی علیه السلام پاسخ دادند:«خود رأیِ خود پسند کسی که همه فضائل را برای خود میداند و هیچ عیبی در خود نمیبیند. هر چه حق و حقوق است برای خودش میداند و برای دیگران نسبت به خود، حقی قائل نیست این همان احمق است که برای درمان او هیچ راهِ چاره ای وجود ندارد.                                                                  


برچسبها: گفتار سودمند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۶ساعت 6:27&nbsp توسط امور فرهنگی  | 

برچسب: نویسنده: حدیث فرهادی تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 15:07

صفحه بندی