درسهای قرآنی
یک لحظه آزاد از وسوسههای شیطان:از احوالات نورانی که إنشاالله میتوانید در ماه رمضان در خود احساس کنید آن نکتهای است که وجود مقدس پیامبر(ص) در رابطه با بستهبودن شیطان مطرح میفرمایند که: اى مردم درهاى بهشت در این ماه باز است، از خداوند بخواهید كه آنها را بر شما نبندد و درهاى جهنّم بر شما بسته است، از خداوند بخواهید كه آنها را بر شما باز نكند، و شیاطین در بند هستند، از خداوند بخواهید كه آنان را بر شما مسلّط ننماید.این را میتوانید در خودتان احساس کنید که چگونه در شروع ماه از وسوسههای شیطان آزاد هستید. ما گاهی این حالت را نمیشناسیم و تصور میکنیم یک حالت عادی است که برایمان پیش آمده در حالیکه خداوند میخواهد ما در ماه رمضان، زندگیِ بدون شیطان را تجربه کنیم. یکی از مشکلاتی که بعضی از دوستان دارند، تصور ناصحیح از حالات معنویشان است و نمیدانند اگر خودشان علت این حالات خوش هستند چرا این حالات از قبل نبود، در حالیکه انسان فعلی همان انسان قبلی است. بستن شیطان تجربهای است برای درون ما تا کششهای عبودی برایمان شیرین شود و دنبالش را بگیریم، در شروع هر ماه رمضانی چنین حالتی را به شما لطف میکنند تا آن را بشناسید و دنبال آن را بگیرید و برنامهریزی کنید تا شیطانِ بستهشده باز نگردد. اگر در ابتدای ماه رمضان دقت بفرمایید متوجه میشوید حالتی در رکوع برایتان پیش میآید که قبلاً نبود، از خود بپرسید این حالت درركوع و سجدهی امروزی کجا بود؟ این رکوع و سجده را به شما دادند که بگویند اگر در زندگی درست سیر کنید بعد از چهل، پنجاه سال به این حالت میرسید. بعضی اوقات زندگیِ آزاد از وسوسهی شیطانی را به ما میدهند اما میگویند آن را نگه دارید. عموماً ما چون تخته بند تن هستیم کمی از آن را نگه میداریم. اما به کمک شریعت الهی این امکان را فراهم میکنند که اگر دنبال آن را بگیریم به مرور آن حالات تا مرحلهی کاملِ صدق عبودیت جلو میرود تا به صورت کامل به صدق و عبودیت برسیم. این یک قاعدهای است که همیشه هدایت و فیض از خدا شروع میشود و انسانها باید آن را دنبال کنند، همینطور که فیض ماه رمضان از خدا شروع شد و شیطان را در آن ماه بر ما بستند ولی ملاحظه میفرمائید که به جهت عهد قلبی که با دنیا داریم، عموماً شیطانِ بسته، باز میشود، عدهای بعد از عید فطر شیطانشان باز میشود. عدهای هم متأسفانه همان هفتهی اول ماه به سراغ شیطان میروند. عدهای از هفتهی دوم دیگر روزه نمیگیرند، بعضیها هم بعد از بیست و سوم ماه به مسجد نمیآیند. در حالیکه در روزهای اول ماه تصمیم دیگری داشتند
گرسنگی و شادی قلب:در حدیث معراج داریم که خداوند خطاب به پیامبر اکرم(ص) میفرماید: ای احمد! اگر دوست داری پارساترین مردم باشی، نسبت به دنیا بیرغبت و به آخرت تمایل داشته باش.پس رسول خدا(ص) پرسیدند: ای پروردگار من! چگونه در عمل نسبت به دنیا کاملاً بیرغبت باشم؟ پس پروردگار فرمود: از خوردنیها و نوشیدنیها و پوشیدنیها به کمترین مقدار بسنده کن و برای فردای خود چیزی ذخیره ننمای و دائماً به یاد من باش. تا آن جا که خداوند به رسول خود میفرماید: شبت را چون روز نگهدار و روزت را چون شب قرار بده.آن حضرت پرسید: چگونه اینچنین کنم؟ خداوند فرمود: خوابت را نماز و طعامت را گرسنگی قرار بده. میفرماید کسیکه گرسنگی را روشنی چشم و شادی قلب خود محسوب کند، وارد بهشت میسازم.در ادامه میفرماید: ای احمد! ای کاش مزهی گرسنگی و سکوت و خلوت و تنهایی و آنچه که به خاطر این اعمال حاصل میشود را میچشیدی. پس گفت: پروردگارا! میراث و حاصل گرسنگی چیست؟ پروردگارش فرمود: حکمت و راهیابی به حقایق، و حفظ قلب از وسوسههای شیطان، و تقرب و نزدیکی به من و حزن دائم و نجات از شادیهای مستانه، و کمخرجی بین مردم، و اظهار گفتار حق، و آزادشدن از نگرانی از اینکه زندگی او به سختی بگذرد یا به آسانی.ای احمد! آیا میدانی بندهی من در چه شرایطی از همه وقت به من نزدیکتر است؟ گفت: پروردگارا، نه. پروردگارش فرمود: آنگاه که گرسنه یا در حال سجده باشد.شاید سؤالی به بزرگی این سؤال برای انسان وجود نداشته باشد که بخواهد بداند بهترین شرایط برای نزدیکی به خدا کدام است؟ چون هدف اصلی و اساسی هرکس خداوند است و حالا حضرت رسول اکرم(ص) برای رسیدن به این هدفِ بزرگ سؤال میکنند و خداوند «گرسنگی» و «سجده» را بهترین شرایط جهت قرب بنده به خود معرفی میکند. زیرا هر اندازه که انسان، «خود» و میلهای خود را نفی کند، به همان اندازه نزدیکی به حق را در خود احساس مینماید. انسان از طریق گرسنگی میتواند میلهای خود را نفی نماید که به آن نفیِ أنانیّت گویند و از طریق سجده، احساسِ هستبودن در مقابل خدا در انسان از بین میرود. همهی این دستورات برای آن است که انسان به گوهر قدسی خود دست یابد و از طبع حیوانی خود آزاد گردد زیرا تا انسان بر طبع حیوانی خود حاکم نگردد نمیتواند با حقایق عالم مرتبط گردد.
ابزار تشخیص حق و باطل(ابزار معنوی تقوا):تقوا عامل سلامتی عقل است و به مفهوم پرهیز از مادی گری و دنیاپرستی، وابستگی به شهوات است.یعنی از خواسته های خلاف فرمان الهی دست برداریم و خود را مخلص کنیم. قرآن کریم بشارت می دهد:ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر از (مخالفت فرمان)خدا بپرهیزید، برای شما وسیله ای جهت جدا کردن حق از باطل قرار می دهد.(انفال:۲۹)
پنج روایت از امام علی علیه السلام در باب خوش اخلاقی (گشاده رویی):۱- خوش اخلاقی، سرآغاز نيكى است.۲- خوش اخلاقی، كينه را از بين مىبرد. 3- گشاده رویی، خوىِ آزاده است. ۴- گشاده رويى تو نشانگر بزرگوارى و كرامت نفس توست. ۵- با گشاده رويى و خوشرويى، بخشش ارزش پيدا مى كند.
u200d آیت الله مجتهدی تهرانی (ره):بهشتى ها چهار نشانه دارند: روى گشاده ،زبان نرم ،دل مهربان و دستِ دهنده.
(امام صادق علیه السلام)
سه عامل پیشرفت معنوی:۱- مراقب زبان و حرفهای خود باشید. 2- مواظب چشم و نگاه خود باشید. ۳- از مال حرام دوری کنید.
جهنم کجاست؟!؟جایی که منطقش بی منطقیست ،جایی که قانونش بی قانونیست ،جایی که مردمش به هم رحم نمی کنند جایی که مردمش فقط ناله می کنند،جایی که مردمش دیگران را به راحتی قضاوت می کنند،جایی که مردمش در زندگی هم دخالت می کنند ،جایی که مردمش فقط دوست دارند تغییر را در دیگران ببینند ،جایی که مردمش نمی خواهند خودت را ببینند،جایی که مردمش فقط استفاده کننده اند،جایی که مردمش هیچ بویی از فرهنگ و تمدن و انسانیت نبرده اند جایی که تفاوت ها به سخره گرفته می شوند ،جایی که دل ها به بازی گرفته می شوند ،جایی که مردمش همه شعار می دهند ،جایی که مردمش اهمیتی به حرف ها نمی دهند،جایی که بزرگترین دغدغه ی مردمش رابطه با جنس مخالف است جایی که تنها استفاده ی مردمش از تکنولوژی دیدن فیلم های سکسی است ،جایی که دخترانش آهن پرست و پسرانش مانکن پرستند ،جایی که دو انسان مساوی هم نیستند ،جایی که هنر وسیله ای برای کسب ثروت و شهرت است ،جایی که رابطه فقط برای رفع نیاز شهوت است، جایی که دوستی بی معنیست ،جایی که حماقت و عشق هم معنیست،جایی که صلح افسانه است .جایی که احترام بیگانه است ،جایی که دروغ عادت است،جایی که فساد تفریح است ،جایی که مذهبش خرافات است جایی که مکتبش نادانیست .
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: ... قسم به خدایی که جز او خدایی نیست، خداوند مومن را پس از توبه و استغفار عذاب نمی کند مگر به دو چیز: سوظن به خدا، و غیبت مردم... غیبت واقعا گرفتاری می آورد. خـــــداوند توفیق خوش گمانی به خودش و غیبت نکردن را به ما بدهد که گرفتار عذاب الهی نشویم.˝آیتـ الله مجتهدی تهرانے(ره)˝ همه ی جهان حجاب دارد:کره زمین دارای پوشش است...میوه های تر وتازه دارای پوشش اند...شمشیر نیز داخل غلافش حفظ میشود...قلم بدون پوشش جوهرش خشک میشود و فایده اش از بین میرود.سیب هم اگر پوسته اش گرفته شود و رها شود فاسد میشود...و...... در تعجبم از مردی که ماشینش را از ترس خط و خش افتادن چادر می پوشاند؛ اما دختر یا همسر و یا خواهر خود را بدون پوشش رها میکند!!
حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام :دروغ گو و مرده برابرند! پس به درستى كه مزيّت زنده بر مرده اين است كه انسان مي تواند به زنده اعتماد كند ولي به مرده نمي تواند اعتماد كند، وقتي به سخن كسي اعتماد نباشد،ديگر اين شخص زنده نيست.
غُررالحِكم و دُرر الکَلِم، ص 220
داستان کوتاه پند آموز:روزى مردی نزد عارف اعظم آمد و گفت من چند ماهى است در محله اى خانه گرفته ام روبروى خانه ى من يک دختر و مادرش زندگى مى کنند هرروز و گاه نيز شب مردان متفاوتى انجا رفت و امد دارند مرا تحمل اين اوضاع ديگر نيست عارف گفت شايد اقوام باشند گفت نه من هرروز از پنجره نگاه ميکنم گاه بيش از ده نفر متفاوت ميايند بعدازساعتى ميروند.عارف گفت کيسه اى بردار براى هر نفر يک سنگ در کيسه انداز، چند ماه ديگر با کيسه نزد من آيى تا ميزان گناه ايشان بسنجم .مرد با خوشحالى رفت و چنين کرد. بعد از چندماه نزد عارف آمد وگفت: من نمى توانم کيسه را حمل کنم از بس سنگين است شما براى شمارش بيایید عارف فرمود: يک کيسه سنگ را تا کوچه ى من نتوانى بیاوری، چگونه مےخواهى با بار سنگين گناه نزد خداوند بروى؟؟؟حال برو به تعداد سنگها حلاليت بطلب و استغفارکن .. چون آن دو زن همسر و دختر عارفى بزرگ هستند که بعد از مرگ وصيت کرد شاگردان و دوستارانش در کتابخانه ى او به مطالعه بپردازند. اى مرد انچه ديدى واقعيت داشت اما حقيقت نداشت. همانند تو که در واقعيت مومنی اما درحقيقت شيطان ...!!!
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده !وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچی نمیگه …و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری ! محمدکاظم بدرالدین
پدر و پسری مهمان حضرت علی(ع) شدند. بعد از غذا خوردن، حضرت علی(ع) برای آنها آفتابه و لگن و حوله آورد تا دست خود را بشویند حضرت شخصاَََ نزد پدر رفت و آب ریخت تا دستش را بشوید. او خجالت کشید و عذر خواهی می کرد، ولی حضرت علی(ع) با اصرار دست او را شست. سپس علی(ع) آفتابه و لگن را به پسرش محمد حنفیه داد و فرمود:دست این پسر مهمان را بشوی. آنگاه فرمود:«اگر این پسر تنها بود، دستش را خودم می شستم اما خداوند دوست دارد آن جا که پدر و پسری هر دو حاضرند، بین انها در احترامات فرق گذاشته شود.»
معجزه سپاسگزاری :اولین نشانه ی مؤثر بودن قدرشناسی شما، بهتر شدن احساستان نسبت به شرایط است، در این حالت مطمئن خواهید بود که راه حل های بسیار پیدا خواهد شد. پاسخ مناسب به هر شرایط منفی که می خواهید آن را تغییر دهید، عبارت است از اینکه قدرشناسی تان را آنقدر بر موضوع متمرکز کنید تا احساس درونی تان بهتر شود. سپس خواهید دید که نیروی قدرشناسی دنیای اطراف را دگرگون خواهد کرد.
برچسب:
نویسنده: حدیث فرهادی