درسهای قرآنی
افراد صبور چه خصوصیاتی دارند؟:در زندگی هایمان گاهی اوقات با افرادی مواجه شده ایم که با داشتن یک سری ویژگی هایی آدمی را به خود جذب می کنند؛ کسانی که نه تنها با گفتار و کلامشان آرامش می دهند، بلکه با سکوت و نگاه پرنفوذشان انسان را آرام می کنند و خود از گذرگاه های زندگی به سلامت عبور می کنند.چنین افرادی در میان مردم به افراد صبور شهرت دارند و کسانی هستند که صفت صبوری را بیشتر در وجودشان پرورش داده اند. بر اساس آیات و روایات، تنها کسانی از میان موانع و مشکلات، سلامت به مقصد می رسند که با صبر، به قضای الهی راضی شده و تمایلات نفسانی را حبس نموده، و تسلیم امر خداوند گشتند. مصائب گوناگون آنان را از شکر، اطاعت و عبادت خداوند باز نداشته و با وجود تمام مشکلات، خود را به انجام وظایف الهی وادار سازند. خداوند در قرآن کریم در موارد مختلف به شکل های گوناگون به این موضوع پرداخته و انسانها را با جایگاه و ارزش صبر آشنا ساخته است؛ همچنین به صابرین همراهی و یاری خود را در مراحل سخت زندگی، وعده داده و نعمتهای ویژهای عنایت کرده است: «وَ بَشِّرِ الصَّابِرین... أُولئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُون »فرد صبور در موقعیت های جهل و خشونت، با حلم و مدارا برخورد می كند: از نظر قرآن، صبر در صورتی ارزشمند است که به قصد تقرب و برای کسب رضای الهی باشد که خداوند صبر را از ویژگی صاحبان عقل توصیف می کند
انسان های صبور این ویژگی ها را دارند :صبر یك ویژگی روانی و ثبات درونی است كه نتیجة آن مدیریت احساسات و هیجانات، توان تحمل سختیها و سخت كوشی در كارهاست. صبر در زندگی انسان كاركردهای گوناگونی دارد؛ از جمله: انسان را در مقابله با سختی ها یاری می دهد، موفقیت در تحصیل، شغل و روابط اجتماعی را تسهیل می كند، در برخورد با هیجانات و احساسات درونی توانمندتر می سازد و در زمینه دینداری انسان را یاری می دهد.
- فرد صبور از اشتباهات و ظلم دیگران می گذرد و اهل گذشت است. قرآن كریم در آیه ای می فرماید: كسی كه صبر كند و ببخشد كار بزرگی انجام داده است. (شوری: 43)- فرد صبور هنگام مصیبت ها و مشكلات، خداوند را به یاد می آورد
- فرد صبور در موقعیت های جهل و خشونت، با حلم و مدارا برخورد می كند: - فرد صبور اگر به درستی كاری اطمینان داشته باشد، به گفته های بی اساس دیگران توجه نمی كند: - صابر در برابر زخم زبان، تهمت و ناسزای افراد جاهل با بردباری برخورد می كنند: - فرد صبور، موقع دزدیده شدن، مفقود شدن یا از بین رفتن اموالش برخورد منطقی دارد: - فرد صبور در موقع از دست دادن شغل خود، از خود خویشتنداری نشان می دهد و توكل به خدا می كند- فردی که صابر است، هنگام از دست دادن عزیزان، بیش از حد بی تابی نمی كند: صبر آشکار می کند آنچه در باطن بندگان است از نور و صفا و جزع ظاهر می کند آنچه در باطن ایشان است از ظلمت و وحشت، و صبر صفتی است که هر کسی ادعای آن را می کند و ثابت نمی کند در نزد آن مگر بندگان خاص خدا و جزع، چیزی است که هر کس انکار آن می نماید و منافقین به آن متصفند.
- صابر هنگام بیماری خویشتنداری خود را از دست نمی دهد: - فرد صبور هنگام فقر و تنگدستی متانت و خویشتنداری خود را حفظ می كند و جزع و بی تابی نمی كند: - در برابر نیازهای فیزیولوژیك، خودكنترلی بیشتری از خود نشان می دهد:
- کسی که اهل صبر است، در موقعیت های ترس و خوف خویشتنداری از خود نشان می دهد: - در موقعیت های تنش زا می تواند خشم خود را كنترل كند:
کلام اخر:کسانی که توان تحمل سختی ها را دارند، بر خود مسلط هستند و از تعادل، خارج نمی شوند. این گونه افراد در بروز یک مشکل به خوبی می اندیشند، و به موقع و به اندازه اقدام می کنند و از تحرکات زیان آور و گوشه گیری های مُضر پرهیز می کنند.بنابراین، نه صبر به معنای سکون و سکوت است و نه هر سکوتی در مشکلات نشانه ی صبر و صلابت.فرآوری: زهرا اجلال- تبیان مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: آخرت، شب ندارد. غصه ندارد. شب یعنی غصّه و هجران و حزن و اندوه درونی. قیامت؛ شب و روزف هر دو روز است – چون قیامت است و کار تمام شده است.شبهای دنیا شب است، روزهایش هم شب است. آخرت، روزهایش که روز است، شبهایش هم روز است. آخرت یعنی آن جایی که همیشه هست. دنیا، فقرش فقر است، غنایش هم فقر است. آیا چنین نیست؟ آیا در دنیا هر کس غنیتر است فقیرتر نیست؟ آخرت؛ غنایش که غناست، فقرش هم غناست. دنیا؛ علمش جهل است، جهلش هم که جهل است. آیا این طور نیست؟ آخرت چگونه است؟ همانطور است که علی(ع) گفت. در دنیا هستید، اما چون توجهتان به آخرت است؛ علمش که علم است، جهلش هم علم است. مگر عیب دارد که آدمی چیزی را نداند؟ نمیدانم، خود، نصف علم است. اگر دوبار بگویید نمیدانم، همه علم است. راحت یله میدهید و مینشینید. همین طور دنیا، مرضش مرض است، صحتش هم مرض است. دنیای پست را میگویم که سزاوار مذمّت است، نه آن دنیایی را که آن فرد در پیش حضرت امیر(ع) مذمّت کرد. دنیای سالم که همان آخرت است، صحتش صحّت است، مرضش هم صحّت است. آدمی مریض که میشود کیف میکند. وقتی که نفس او در رختخواب تب میکند تب محبّت این قدر قشنگ است! خنک هم هست. هر تبی داغ است مگر تب محبت که سرد و خنک و شیرین و لذیذ است. مرد، وقتی تب می کند همه زمین و همه مخلوقات خدا را میشوید و پاک می کند.محبّت هم تب میکند. هر چیزی یک تبی دارد و آن تب، خیلی مقام دارد. بچههای شیری تب میکنند. تب، انسان را چه در دنیا و چه در آخرت میسازد. کوهها را میسازد. کوهها سالی دو بار تب میکنند؛ اوراق میشوند و سنگ بیرون میدهند که بر روی جادهها هم میافتد. آن وقت در میان آن تب طلا و جواهر رشد میکند. سالی دوبار این تب، چند روز و چند وقت روی میدهد؛ وقتی که کوهها نفس میکشند و از تب، سنگها را بیرون میریزند.دوست و دوست خیلی نزدیک است. همین دوستان مجازی را در دنیا دیدهام؛ از خانهاش راه میافتد و میل میکند به خانه دوستش برود و وقتی میرسد میبیند او هم از خانهاش به طرف خانه او راه افتاده است. از اهل خانهاش میپرسد فلانی کجاست؟ میگویند همین الان طرف خانه شما آمد. عجب! تازه این مجاز است. حقیقت چطور است؟ حقیقت! آب هم که میخورند با هم قاطیاند. هر جا این آب بخورد، آن هم میخورد. اگر این بخورد او هم میخورد. خیلی قشنگ به هم بستهاند.
حجاب در لغت به معنای پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به معنای چیزی است که مانع از رویت شود و از همین روست که قرآن در جایی عبارت «من وراء حجاب: از پسِ پوششی» (شوری: 51) می آورد که کنایه از غیب و جایی است که قابل رویت نیست. واژه حجاب، به طور مطلق به معنای پوشش و به طور عَلَم (مشهور شده) برای رعایت امر خداوند در خصوص پوشش زن و مرد نامحرم در قبال یکدیگر است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیلهی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.اهمیت حجاب در آن جا اوج می گیرد که اولاً حجاب را مختص بانوان ندانیم، و ثانیاً در چند بخش تقسیم کنیم:
1. حجاب و عفاف در پوشش: این همان چیزی است که توده مردم از آن مطلع هستند و بسیاری از بانوان متدیّن بر آن تاکید دارند. (نساء: 59)
2. حجاب و عفاف در گفتار: طرز سخن گفتن با نامحرم (چه سخن گفتن زن با مرد و چه بالعکس)، طوری که موجب عشوه، شوخی و سخنان زننده نباشد. (احزاب: 32
3. حجاب در رفتار: همانطور که بر زن و مرد، پوششی از جانب خداوند واجب گردیده است، همانطور نیز، حفظ چشم از هر نگاهی بر مرد و زن مومن واجب گردیده است. (نور: 31)
4. حجاب در پندار: طوری که انسان خود را در افکار پلید و کثیف، غرق نگرداند و همیشه با توکل بر خدا، خود را از افکار سخیف، دور کند. (آل عمران: 8) تبیان عملی برتر از روزه داری!:از امام موسی کاظم علیه السلام روایت شده فرمودند: افطاری دادن به برادر روزه دارت از روزه داری تو برتر است. (کافی، ج4، ص68).
٩ چيز که مانع ٩ چيز ديگر است:١. غرور، مانع يادگيري٢. تعصب، مانع نوآورى٣. کم رويي، مانع پيشرفت٤. ترس، مانع ايستادن 5. عادت کردن، مانع تغيير ٦. بدبيني، مانع شادي٧. خودشيفتگي، مانع معاشرت 8. شکايت، مانع تلاش گري٩. خودبزرگ بيني، مانع محبوبي
استاد فاطمي نيا:"نحوه صحيح دعاكردن دربيان امام صادق (ع)"ما هميشه همه چيز را به خدا مي سپاريم و اگر هم به كسي مراجعه ميكنيم به اين اعتقاد است كه خداوند او را براي حل مشكل مان وسيله قرار دهد.شخصي نزد امام صادق (ع) نشسته بود و گفت : "خدايا مرا به خلقت محتاج نكن"حضرت به او فرمودند : " مومن از مومن بي نياز نميشود"اين دعا عبث است، انسان محتاج است و اين احتياج مظاهر مختلفي دارد، مثلا من به نانوا و خياط محتاج هستم.بعد از آن امام عليه السلام به او دعاي كاملتري ياد دادند و فرمودند اين گونه دعا كن:" خدايا مرا به انسان هاي شرور محتاج مكن"
آیت الله حسن زاده آملی:اهل سحر باشید که دریچه ای از عالم غیب وملکوت بر روی شما باز می کند.وبدانید (( هر کس سحر ندارد از خود خبر ندارد))
خطرناک ترین جمله دنیا چیست؟گفته میشود خطرناکترین جمله این است:«من همینم که هستم.» در این جمله کوتاه میتوانیمغرور، لجاجت، خودرایی، خودخواهی، درجا زدن و به تدریج راندن آدمها از اطراف خود را حس کنیم
همه ی آدم ها وقتی آرام باشند؛زشتی هایشان ته نشین میشود و زلال به نظر می آیند؛برای اینکه آدمی را بشناسیدقبل از مصرف خوب تکان دهید !!
تشبیه انسان به دو درخت!:یکی از تعبیرهایی که قرآن کریم درباره انسان دارد، مثال زدن انسان به درخت است. خدا به دو درخت انسان را تشبیه کرده است: از یک درخت به شجره طیبه (پاک) تعبیر کرده و از درخت دیگر به شجره خبیثه (ناپاک) تعبیر فرموده است. درخت پاک طبق فرموده خداوند، درخت بسیار پرمحصولی است و محصولش هم در گرو زمان نیست که سالی یکی دو ماه میوه بدهد؛ بلکه میوه اش دائمی است.ناپاکی خلقتِ خدا نیست و آنچه از وجود مقدس او صادر میشود، نور و پاکی است، اگر ناپاکی و آلودگی سراغت بیاید، کار خودت است و کار پروردگار نیست.درخت ناپاک، ریشه قویای ندارد که ماندگار باشد و همان میوه ناپاکش اندک است و قابل استفاده برای مردم نیست.درخت وجود انسان پاک کاشته شده است و این درخت جلوه قدرت، علم و اراده پروردگار است، از ابتدا ناپاک و خبیث نیست؛ ناپاکی خلقتِ خدا نیست و آنچه از وجود مقدس او صادر میشود، نور و پاکی است، اگر ناپاکی و آلودگی سراغت بیاید، کار خودت است و کار پروردگار نیست. کانال تلگرام حجت الاسلام انصاریان
برچسب:
نویسنده: حدیث فرهادی